تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 185

مساهمون:

ص١٨٥
آيا چنين نيست ؟ ( 1 ) آيا در سخن پيامبر براى شما درسها و هشدارهايى نيست كه شما را از راه باطل و بيدادتان بازگرداند ؟ هان اى قوم ! اگر باز هم در مورد گفتار من و سخن پيامبر در مورد من و برادرم ترديد روا مىداريد ، آيا اين واقعيّت نيز جاى ترديد است كه من در روى زمين و در گسترهء زمان و در زير اين آسمان كبود فرزند دخت سرفراز پيامبر شما هستم ؟ به خداى سوگند كه اگر شرق تا غرب جهان را زير پا نهيد و همهء جامعه‌ها را بگرديد و جستجو كنيد ، جز من كسى را كه فرزند پيامبرتان باشد نخواهيد يافت . آيا اين براى بيدارى شما بسنده نيست ؟ آيا اين كافى نيست تا موضع خويش را عوض كنيد و جبههء انحصار و استبداد و خشونت و فريب و حق‌كشى و بيداد را ترك نماييد ؟ سكوتى سنگين سپاه دشمن را فرا گرفت و سركردگان تيره بخت و سياهكار آن از بيم بيدارى آنان فرياد بر آوردند كه : « ما نعرف شيئا مما تقول . » ما چنين سخن و گفتارى نشنيده‌ايم . ( 2 ) فرمود : « إنّ فيكم من لو سألتموه لأخبركم انه سمع ذلك من رسول اللَّه فيّ و في أخى . » اگر شما مردمى درست‌انديش و حق‌جو باشيد ، در ميان شما كسانى هستند كه اگر از آنان جويا گرديد حقيقت را به شما بگويند و به شما خبر دهند كه اين سخن پيامبر را در بارهء من و برادرم از او شنيده‌اند .

بارشى از باران حقايق بر كوير دل‌ها

آن گاه آن آموزگار عصرها و نسلها به روشنگرى خويش ادامه داد و به باراندن بارانى از حقايق تاريخى و عقيدتى و سياسى و اجتماعى و انسانى بر دلها و مزرعه آفت زده جانهاى آنان پرداخت كه : « سلوا زيد بن ارقم ، و البراء بن عازب ، »