استبداد را مخاطب ساخت و ] فرمود : ( 1 )
« هل تطالبونى بقتيل قتلته ؟
او مال استهلكته ؟
او بقصاص من جراحة ؟ »
[ واى بر شما ! از من چه مىخواهيد ؟
به چه جرم و گناهى راه را بر من بستهايد ؟
به چه مجوّز دينى و انسانى و اخلاقى و بر اساس كدامين قانون خاندان مرا محاصره كردهايد ؟
طبق كدام دين و شريعت آب را بر روى ما بستهايد ؟
چرا ابتدايىترين حقوق و طبيعىترين شرايط زندگى ما را پايمال ساختهايد ؟
چرا آزادى و امنيّت ما را سلب نمودهايد ؟
چرا حقّ بيان حقايق و دفاع از حقيقت را براى ما به رسميّت نمىشناسيد ؟
چرا حق طبيعى و انسانى دعوت به ارزشها و نهى و هشدار از ظلم و قانونشكنى را به ما نمىدهيد ؟
چرا حرم امن خدا را براى ما ناامن نمودهايد ؟
چرا شمشير بيداد بر ضدّ ما كشيدهايد ؟
به كدامين جرم و به كدامين گناه ؟
در كدام دادگاه عادلانه و صالح و آزاد از فشار استبداد و ارتجاع ، اين حكم زشت و ظالمانه بر ضدّ خاندان پيامبر صادر شده است ؟
راستى چرا ما نبايد در برابر سياستهاى شيطانى و ظالمانهء اموى چون و چرا كنيم ؟
چرا ما حقّ دليل و برهان خواستن از سركردگان مغرور و بىمحتوا و خشونت كيش و بىمنطق اموى را بر كارهاى ضدّ خدايى و ضدّ مردمىشان نداريم ؟
چرا آنان نبايد پاسخگوى كارهايشان باشند ؟
چرا نبايد بر اساس قانون رفتار كنند و حقوق مردم را پاس دارند ؟
چرا نبايد تحمّل شنيدن حقايق را داشته باشند ؟
چرا به جاى مدارا و شنيدن انتقاد و بيان حقايق ، خشونت و سركوب كار هميشهء
مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 187
مساهمون: على كرمى
ص١٨٧