تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مثير الأحزان ( در سوگ امير آزادى ) ( فارسي ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
11 - دعوت به داورى قرآن و عمل به آن ، 12 - و ديگر سرزنش و نكوهش و نفرين . ] آرى ، آن آموزگار بزرگ رادىها و والايىها رو به اموى مسلكان بىمنطق و واپسگر و خشونت آيين كرد و چنين فرمود : ( 1 ) « أمّا بعد ، أيّها النّاس ! فانسبونى و انظروا من أنا ، ثم ارجعوا الى انفسكم فعاتبوها ، فانظروا هل يحل لكم سفك دمى ، و انتهاك حرمتى ؟ أ لست ابن بنت نبيّكم ، و ابن وصيّه ، و ابن ابن عمّه ، و ابن اولى الناس بالمؤمنين من انفسهم و أوّل مصدّق لرسول اللَّه صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم بما جاء به من عند ربّه ؟ أو ليس حمزة سيّد الشّهداء عمّ أبى ؟ أو ليس جعفر الطّيار في الجنّة بجناحين عمّى ؟ أو لم يبلغكم ما قال رسول اللَّه مستبشرا لى و لاخى : « هذان سيّدا شباب اهل الجنّة » ؟ اما في هذا حاجز لكم عن سفك دمى و انتهاك حرمتى ؟ » هان اى مردم ! اى مردم كوفه ! شما به ريشه و تبار من بنگريد و نسب و نشان مرا دريابيد و بگوييد من چه كسى هستم ؟ نيك بينديشيد و بنگريد كه من از كدامين تبار و خاندانم ؟ آن گاه به خود آييد و به وجدان خويش مراجعه كنيد و خويشتن را زير شلّاق نكوهش و سرزنش و ملامت بگيريد كه چه مىكنيد ؟ ببينيد آيا كشتن و بر زمين ريختن خون چو منى ، براى شما مدّعيان حزب خدا و خيل خدا و سپاه و لشكر او و اسلام و مسلمانى رواست ؟ آيا در هم شكستن حريم حرمت من و خاندانم براى شما درست است ؟ آيا من فرزند دخت سرفراز پيامبر شما ، فاطمه عليها السّلام نيستم ؟ آيا من فرزند برادر و جانشين راستين و پسر عموى پيامبرتان ، امير مؤمنان ، نيستم ؟ آيا من فرزند نخستين تصديق‌كنندهء پيامبر و قرآن ، و پيشتازترين همگان در ايمان به خدا و دين او نيستم ؟ آيا قهرمان بزرگ و شهيد جاودانهء « احد » ، « حمزهء سيّد الشّهداء » عموى پدرم ، امير مؤمنان نيست ؟