امّا جرأتها و جسارتها و شجاعتها و شهامتها در مزرعهء وجود استبدادزدگان خشكيده و آتش گرفته و به خاكستر تبديل شده بود ؛ به همين جهت شمشيرهاى همانان را بر ضدّ محبوب و مطلوب و اميد و نجات بخششان برهنه ساخته بودند ! ! ! و اين گونه بود كه آن بندهء هوشمند و روشن انديش خدا مىگفت : دلهاى مردم با توست ، امّا دريغ و درد كه شمشيرهايشان بر ضدّ تو و به همراه رژيم تاريك انديش و خشونت پيشه و خودسر و قانون گريز اسلام پناهان دروغين و عوامفريب و عوامباز اموى است ! و اين جنايت هولناكى است كه همهء استبدادگران قرون و اعصار بدان دست يازيدهاند ؛ چرا كه آنان بدان دليل كه لياقت و شايستگى حاكميّت بر دلها و انديشهها را ندارند ، بر جسم انسانها مىتازند و زبان آنان را مىبندند و با بىرحمى و خشونت و زور عريان و نيمه عريان ، جسمها را به راهى جز راه جانها و انديشهها مىكشانند ! ] « 1 »
آماده باش « عبيد »
( 1 ) حركت كاروان حسين عليه السّلام از مكّه به سوى عراق ، به گوش « عبيد اللَّه » رسيد و او نيز به فرمانده سپاه خويش ، « حصين » ، آمادهباش داد و بىدرنگ انبوهى از نيروهاى تازه نفس را به سركردگى او فرمان حركت داد .
سركردهء سپاه پسر مرجانه تا « قادسيّه » پيش آمد و در آنجا پياده شد و نيروهاى پياده و سوارهء خويش را از « قادسيّه » تا « خفّان » و از منطقهء « قطقطانه » تا كوه « لعلع » و ديگر راههايى كه به كوفه مىرسيد مستقر ساخت ، و به آنان نظم و سازمان داد و در حقيقت اندكى بيرون از شهر كوفه راههاى عبور و مرور را بست و بطور رسمى حكومت ترور و وحشت اعلان كرد .
پيك ويژه
( 1 ) كاروان حسين عليه السّلام بر سر راه خويش به منزلگاه « حاجز » رسيد ، و آن گرانمايهء عصرها و نسلها از آنجا نامهاى به مردم كوفه نوشت و آن را به همراه پيك ويژهاى به نام « قيس صيداوى » به سوى آنان فرستاد .
هامش
( 1 ) - از مترجم .