خدا در كنار هم گرد خواهند آمد ؛ چرا كه آنان مايهء روشنى چشم پيامبر هستند و وعده و نويد او نيز در مورد جهانگستر شدن دين و آيين خدا و پيامبرش به وسيلهء آنان تحقّق خواهد يافت .
هان به هوش باشيد كه هر كدام از شما آماده است تا در راه آرمان بلند ما قطره قطرهء خون قلبش را ايثار كند و جان خويش را در راه شهادت و ديدار خدا نثار نمايد ، بر اوست كه بار سفر ببندد و همراهى ما را برگزيند ؛ چرا كه من به خواست خدا و در پرتو مهر و لطف او بامداد فردا حركت خواهم كرد . « 1 »
سخنى با كاروانداران
( 1 ) [ آن شب كه سالار شايستگان آن سخنان جاودانه را با خاندان و ياران در ميان نهاد ، آخرين شب توقّف آنان در مكّه و در كنار كهنترين معبد توحيد بود و درست همان گونه كه در پايان سخن فرموده بود بامداد آن شب به هنگامهء سپيدهدم ، كاروان حسين عليه السّلام از قلمرو حرم خارج شد . ]
كاروان به راه خويش به سوى عراق ادامه داد تا به منزلگاهى به نام « تنعيم » رسيد و در آنجا حسين عليه السّلام به كاروانى برخورد كه گروهى از شترداران آن ، هداياى استاندار يزيد در « يمن » را به سوى شام مىبردند و از جملهء آن كالاها و هدايا ، زر و زيور ، حلّههاى بافت « يمن » ، پارچههاى گرانقيمت و ديگر كالاهاى گياهى و دارويى غارت شده از خزانهء مردم بود .
حسين عليه السّلام كالاهاى مورد اشاره را برگرفت و به شترداران فرمود :
« من أحبّ أن ينطلق منكم معنا الى العراق وفيناه كراه و احسنّا صحبته ، و من احبّ أن يفارقنا من مكاننا هذا ، اعطيناه من الكراء به قدر ما قطع من الطّريق . »
« هر كدام از شما دوست داشته باشد ، مىتواند به همراه ما به سوى عراق بيايد و ما كرايهء كاروان و شترانش را تا آنجا به او خواهيم پرداخت و در اين سفر از برخورد خوب و همراهى نيك ما نيز بهرهور خواهد شد ، امّا هر كس هم دوست داشته باشد
هامش
( 1 ) - گفتنى است كه اين سخن جاودانه از جمله در اين منابع آمده است : لهوف سيّد بن طاوس ، ص 25 ؛ كشف الغمّة ، ج 2 ، ص 26 ؛ بحار الانوار ، ج 44 ، ص 366 ؛ مقتل الحسين ، امين ، ص 63 ؛ اولين تاريخ كربلا ، از همين قلم .