گروه مسلمانان و جامعهء اسلامى جدا ساخته و ميان امّت پيامبر بذر پراكندگى و اختلاف مىافشانى ؟ ( 1 ) آن حضرت در پاسخ پندارهاى بىاساس و بافتههاى آنان فرمود : عملكرد من از آن من خواهد بود و عملكرد شما براى شما ؛ شمايان از راهى كه من براى خدا و نجات دين و آزادى بندگان در بند او در پيش گرفتهام بيگانهايد و من نيز از عملكرد شما كه به بارگاه استبداد خدمت مىكنيد و آزادگى و دادخواهى را به مسلخ مىبريد بيزارم .
«
لِي عَمَلِي وَ لَكُمْ عَمَلُكُمْ ، أَنْتُمْ بَرِيئُونَ مِمَّا أَعْمَلُ وَ أَنَا بَرِيءٌ مِمَّا تَعْمَلُونَ
. »
و بدينسان ، حسين عليه السّلام با هجرت شگفتانگيزش از حرم خدا ، حرمت حرم را پاس داشت و از سوى كهنترين معبد توحيد و تقوا و خانهء جاودانهء حق به سوى حق گام سپرد .
پيشنهاد « طرماح »
( 2 ) « طرماح بن حكم » از كسانى است كه در راه كوفه به حضور پيشواى آزادمردان شرفياب گرديد و با آن حضرت به گفتگو نشست و چون ، مردى هوشمند و روشنفكر و سياستمدار بود ، و به ظاهر به روند تاريخ و اوضاع و احوال جارى آگاهى داشت و مردمشناس بود با رفتن آن حضرت به سوى عراق مخالفت ورزيد و پيشنهادى ديگر ارائه كرد ، امّا حسين عليه السّلام نپذيرفت و روشنگرى فرمود كه ، چرا اين راه پر خطر را برگزيده است .
از او اين ديدار را اين گونه آوردهاند :
در راه عراق به حجاز در حالى كه در تلاش و كوشش براى ادارهء زندگى و فراهم آوردن آذوقه و امكانات براى خانوادهام بودم ، با حضرت حسين عليه السّلام ديدار كردم . به آن گرانمايهء جهان هستى گفتم : سرورم ! مايل هستم واقعيّتى را به يادتان آورم ، تا مباد كوفيان شما را با وعدهها و پيمانهاى خويش بفريبند و گرفتار رنج و مشكلات سازند ! به خداى سوگند اگر با دعوت و بيعت آنان و وعدهء ياريشان وارد كوفه گردى ، كشته خواهى شد و من نگران آن هستم كه به آنجا نيز نرسى و پيش از ورود به آنجا گرفتار گردى .
اگر به راستى كمر همّت بر پيكار با استبداد اموى بستهاى در منطقهء تسخير ناپذير « يمن » و كوههاى سر به آسمان كشيدهء آنجا فرود آى ؛ چرا كه در آنجا دست دشمن به تو نخواهد رسيد و در آنجا پيكار با دشمن و دفاع از حقوق و آزادى و امنيّت خود و