اعلان تصميم پيش از حركت
( 1 ) در اين مورد آوردهاند كه گروهى از مردم در حضور پنجمين امام راستين ، حضرت باقر عليه السّلام ، از حركت سالار شايستگان از مكّه به سوى عراق و تخلّف « محمّد بن حنفيّه » از همراهى او سخن به ميان آوردند كه آن حضرت فرمود : هان اى « ابا حمزه » ! حضرت حسين عليه السّلام ، هنگامى كه بر آن شد تا مكّه را وداع گفته و به سوى عراق حركت كند ، نامهاى خواست و در آن نامهء جاودانه چنين نوشت :
«
بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِيمِ
، من الحسين بن على الى بنى هاشم ، امّا بعد ، فانّه من لحق بي استشهد و من تخلّف عنّى لم يبلغ الفتح . و السلام . »
از حسين بن على ، به سوى « بنى هاشم » . امّا بعد ، به هوش كه هر يك از شما در اين راه به من بپيوندد و در اين برنامهء اصلاحطلبانه به همراه من باشد ، به شرف شهادت مفتخر خواهد گرديد و هر كدام نيز از همراهى و همگامى با من خوددارى ورزد ، هرگز به پيروزى و سرفرازى دست نخواهد يافت .
عزم آهنين
( 2 ) كاروان حضرت حسين آمادهء حركت بود كه « ابو بكر بن عبد الرّحمان » - كه يكى از نوادهگان عبد المطّلب بود - به محضر مبارك آن حضرت شرفياب گرديد و از آن حضرت تقاضا كرد كه از تصميم خويش بازگردد و به سوى عراق حركت نكند .
او در اين راه به پندار خويش بسيار خيرخواهى كرد و به عملكرد ناهنجار مردم آن سامان در حكومت عادلانه و انسانى پدرش ، امير مؤمنان اشاره كرد و از بىوفايى آنان در حقّ آن حضرت و برادر گرانمايهاش ، حضرت مجتبى سخن گفت و آن رويدادهاى دردناك و تلخ را يادآورى كرد ، امّا حسين عليه السّلام ضمن سپاسگزارى از صداقت و خيرخواهى او ، فرمود : تو ديدگاه خويش را صادقانه و خيرخواهانه گفتى و بىگمان آنچه را خدا بخواهد و بر آن حكم كند همان خواهد شد .
و آن بندهء خدا گفت : و ما اى حسين عزيز ! تو را به حساب خدا مىگذاريم و نزد او و در پناه او مىسپاريم ! آن گاه « ابو بكر بن عبد الرّحمن » پس از ديدار حسين عليه السّلام بر « حارث بن خالد » وارد