مىگويد ، و اگر مردم كوفه و آمادگى آنها همان بوده كه مؤلف مىگويد و نقشه هم همان است كه او مىگويد ، پس نقص در تاكتيك و رهبرى بوده است . و دفاعهاى مؤلف هم قوى نيست .
. . . « مختار بن ابى عبيده » با كمك همين مردم كوفه حكومتى تشكيل داد و بر قسمت وسيعى از كشور اسلامى مسلط شد . و بىشك علاقه و اخلاص مردم كوفه نسبت به امام حسين عليه السلام صدها برابر بيش از علاقهء آنان به سليمان بن صرد و مختار بود بلكه اطاعت مردم كوفه از سليمان بن صرد و مختار نيز به خاطر عشق و علاقه به امام حسين عليه السلام بود .
بلكه شهادت امام بود كه مردم كوفه را بيدار و علاقهمند و مصمم كرد ، نه اينكه آنها بعد از شهادت و قبل از شهادت يكسان بودند .
صفحهء 86 :
3 . اقليت منافق و خدعه كار از قبيل عمرو بن حجاج « 1 » و در هر نهضتى عدهاى منافق وجود دارد ، چنان كه در اصحاب رسول خدا صلّى اللّه عليه و آله و امير المؤمنين عليه السلام وجود داشت . و ملامت و توبيخ امام حسين عليه السلام در روز عاشورا طبعاً متوجه اين اقليت خواهد بود نه آن اكثريت با اخلاص * زيرا آن اكثريت با اخلاص مورد علاقهء امام بودند و از اين رو آن حضرت نامهء تشكر و تشويقى از بين راه براى آنان نوشت چنان كه در صفحهء 59 گذشت .
صحيح نيست .
صفحهء 89 :
بديهى است اگر حكومت نيرومند اسلامى چنان كه دلخواه امام حسين عليه السلام بود تشكيل مىشد چون زعامت كشور به دست سبط پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله مىافتاد و طبعاً بعد از او خاندان رسالت بودند كه
هامش
( 1 ) [ بحث در تقسيمبندى مردم كوفه است . ]