قطع كرد ، و در حادثهء قيام امام حسين عليه السلام دگرگونى اوضاع كوفه و مسلط شدن عبيد اللّه زياد و بسته شدن راهها رابطهء امام را با ارتش آن حضرت قطع نمود .
* * * همكاران كثير بن شهاب نيز سخنرانيهايى شبيه سخنرانى وى ايراد كردند و اين سخنرانيها كه از بالاى بام قصر ايراد مىشد تأثير زيادى در روحيهء طرفداران مسلم كرد .
و همين ، دليل عدم آمادگى مردم كوفه بوده است كه صرفاً احساساتى به نفع امام داشتهاند . و آيا اگر در ميان اصحاب احد و يا اصحاب امير المؤمنين در صفّين چنين تبليغاتى مىشد و مورد تهديد قرار مىگرفتند ، متفرق مىشدند ؟ اصحاب احد را يك لغزش نظامى و اصحاب على عليه السلام را جهالت مقدسمآبى شكست داد نه تهديد . مردمى كه با تهديد متفرق مىشوند ، از اول آمادگى جهاد و انقلاب ندارند .
صفحهء 83 :
اختلاف و انحطاط مردم كوفه بيشتر از دو قبيلهء اوس و خزرج مدينه نبود و با آماده شدن شرايطى كه نام برديم تشكيل حكومت و تغيير وضع محيط با نيروى مردم كوفه از هر جهت ممكن بود .
آيا مقايسهء مردم كوفه با مردم اوس و خزرج صحيح است ؟
صفحهء 85 :
در چنين شرايط مساعدى بود كه امام حسين عليه السلام تصميم گرفت با حمايت نيروهاى عدالتخواه كوفه تشكيل حكومت بدهد و در سايهء قدرت حكومت اصلاحات خود را شروع نمايد ، و در اين زمان اكثريت مردم كوفه از ته دل خواهان حكومت حسينى بودند نه از روى نفاق .
خوانندهء كتاب چنين نتيجه مىگيرد كه اگر هدف تنها همان است كه مؤلف
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 684
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٨٤