اين سؤال و جواب ، بيهوده و غير لازم و از محل بحث خارج است .
صفحهء 70 :
اين سؤال به ذهن هر صاحب نظرى مىآيد كه :
پس اين ارتش داوطلب و نيرومند امام حسين عليه السلام چه شد كه به كمك آن حضرت نيامد و حكومت يزيد را درهم نكوبيد ؟ ! .
نظير اين سؤال دربارهء امير المؤمنين عليه السلام هم پيش مىآيد كه : ارتش نيرومند آن حضرت در جنگ صفّين چه شد كه به امام كمك نكرد و معاويه را درهم نكوبيد ؟ ! .
به نظر صحيح نيست .
صفحهء 71 :
ارتش نيرومند و داوطلب امام حسين عليه السلام هم پس از دگرگون شدن اوضاع عراق و بسته شدن راهها ديگر نتوانست با آن حضرت رابطه برقرار كند ، و پس از آنكه نظاميان مسلح عبيد اللّه زياد * به رياست « حر بن يزيد » براى جلب امام آمدند و او را زير نظر گرفتند فرماندهى ارتش ملى كوفه از آن حضرت سلب شد و در چنين شرايطى پيروزى نظامى براى امام ممكن نبود .
اينها جز مردم كوفه نبودند و مردم ديگر همه از اين قماش بودند . چرا عبيد اللّه با چند نفر آمد و كوفه را قبضه كرد و مسلمِ مستقر در كوفه و مسلّط بر كوفه را مغلوب ساخت ؟ .
صفحهء 71 و 75 :
بنابراين علت اصلى اينكه پيروزى نظامى براى امير المؤمنين عليه السلام در صفّين و براى امام حسين عليه السلام در قيام خود ميسر نشد اين بود كه رابطهء مقام فرماندهى با ارتش قطع شد با اين تفاوت كه در جنگ صفّين پردهء آهنين نفاق و اختلاف رابطهء فرماندهى امير المؤمنين عليه السلام را با ارتش خود
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 683
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٨٣