ج . ص 16 :
و جعل ينوء برقبته ( بركبته ) و يكبو فطعنه سنان فى ترقوته ، ثمّ انتزع السّنان فطعنه فى بوانى صدره ، و رماه سنان « 1 » أيضاً بسهمٍ فوقع فى نحره ، فجلس قاعداً و نزع السّهم و قرن كفّيه جميعاً حتّى امتلأتا من دمائه فخضّب بهما رأسه و لحيته و هو يقول : هكَذا ألْقَى اللَّهُ مُخَضَّباً بِدَمى مَغْصوباً عَلى حَقِّى « 2 » .
14 . گفتيم همانطور كه قرآن كريم در عين اينكه شعر نيست آهنگپذير است آن هم آهنگهاى مختلف ، آن هم هر آهنگى متناسب با آياتى و متناسب با معانى آن آيات - آنچنان كه طه حسين در مرآة الاسلام ( آئينهء اسلام ، ترجمهء مرحوم آيتى ) بيان كرده است - جريان حادثهء كربلا نيز شبيهپذير يعنى نمايشپذير است و سوژهء فراوان دارد و با اينكه يك حادثهء واقعى و طبيعى است آنچنان صورت گرفته كه گويى خواستهاند با آن يك نمايشنامه تهيه كنند . اكنون مىگوييم اين پرسوژه بودن و شبيهپذير بودن معلول يك چيز ديگر است و آن اين است كه گويى در حادثهء كربلا بنا بوده است كه اسلام در همهء ابعادش و همهء جنبههايش تجلى كند و به عبارت ديگر عملًا و واقعاً - نه ظاهراً و براى تماشاى ديگران - تجسم داده شود و به مرحلهء عمل درآيد .
مسألهء تجسم دادن فكر گاهى صرفاً نقش است و شكل است و صورت است و نمايش است ، يعنى بىروح است و به بازى گرفتن خيال است ؛ مثل آنچه آقاى راشد نقل مىكرد كه در يكى از موزههاى خارجى مجسمهء زنى فوق العاده زيبا را بر روى تختى ديده بود كه جوانى در حالى كه نشان مىداد قبلًا هماغوش زن بوده است ،
هامش
( 1 ) . بعيد نيست كه « سنان » اشتباه باشد و همان « دارمى » است .
( 2 ) . [ و همينطور كه به زحمت برمىخاست و دوباره به صورت به زمين مىخورد ، سنان نيزهاى به گردهء حضرت زد و سپس نيزه را بيرون كشيد و در استخوانهاى سينهء حضرت فروبرد . و همين سنان تيرى پرتاب كرد كه در گلوى حضرت نشست . حضرت بر زمين نشست و تير را بيرون كشيد ، سپس دو دست مبارك به زير خون گرفت تا از خونش پر شد ، و با دو دست خونآلود خود سر و صورت خويش رنگين ساخت و در همين حال مىگفت : اين گونه خدا را ديدار مىكنم كه به خونم آغشته باشم و حقّم به تاراج رفته است . ]