4 . چون شكل جنگ به خود مىگيرد ، اصل
« وَ أَعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ »
« 1 » در اينجا نيز حكمفرماست . البته تبليغ از جنبهء مردم و پيامگيرها جز يك ابلاغ دوستانه نيست ولى از نظر خنثى كنندگان و تبليغات مخالف ، جنگ است .
5 . شرايط چهارگانهء موفقيت يك پيام :
الف . غنا و قدرت محتوا ( غناى منطقى ، غناى احساسى ، غناى عملى ) . به عبارت ديگر قابل جذب بودن براى عقل و براى دل ، و ديگر قدرت بر حل مشكلات زندگى .
اينجاست كه راز اصلى پيشرفت اسلام را با نداشتن دستگاه تبليغى ، در مقابل اكثريتها مانند مسيحيت ، و اقليتها مانند يهوديت و فرقهء پوشالى بهائيت بايد به دست آورد .
ب . امكانات از نظر وسائل و ابزارهاى تمدن ، و ديگر شرايط اجتماعى محيط كه « سنگ را بسته سگ رها كرده » نباشد .
ج . متد تبليغ ، در مقابل متد تحقيق ، متد تعليم ( تعليم مسائل علمى ، و اما تبليغ مربوط است به هدفهاى اجتماعى و معنوى ) ، متد يادگيرى و بهرهگيرى از هوش و حافظه ، متد كتابدارى ، متد مديريت .
د . صلاحيت فنى و اخلاقى پيام رسان .
6 . اولين مطلب اين است كه استفاده از تبليغ در نهضت حسينى آن وقت درست است كه عامل نهضت را تنها امتناع از بيعت ندانيم . استفاده از تبليغ با دو عامل ديگر يعنى اجابت مردم كوفه براى در دست گرفتن زمام امور ، و ديگر امر به معروف و نهى از منكر جور مىآيد ، و البته از زمان سقوط كوفه به بعد هر اندازه از عنصر تبليغ استفاده شده باشد اختصاص دارد به امر به معروف و نهى از منكر .
خروج امام از مدينه به مكه و اقامت در مكه در ماههاى شعبان تا ذى الحجّه كه ايام عمره و سپس حج است ، به نظر نمىرسد كه به خاطر اين بوده كه دشمن احترام حرم امن الهى را حفظ مىكرد ، بلكه به سه علت ديگر بوده است : يكى اينكه نفس مهاجرت ارزش تبليغاتى داشت و تكاندهنده بود و نداى امام را بهتر مىرساند و اين خود اولين ژست مخالفت و امتناع بود . دوم اينكه در مكه تماس بيشترى با افراد نواحى مختلف ممكن بود . سوم اينكه مكه را انتخاب كردن علامت امنيت نداشتن بود گو آنكه در آنجا هم [ امام ] امنيت نداشت .
هامش
( 1 ) . انفال / 60 .