تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 641

مساهمون:

ص٦٤١
7 . خروج امام از مكه در روز « ترويه » يعنى روز هشتم ذى الحجّه كه روز حركت به منى و عرفات است ارزش تبليغى تكان‌دهنده ترى از خود اقامت در مكه داشت . و از نظر رساندن پيام اسلام ، اين پشت كردن به كعبهء تسخيرشدهء امويان و حجى كه گرداننده‌اش دستگاه يزيدى بود - حجى كه ظاهرش اسلامى و روحش جاهلى بود - نشان داد كه اسلام اين صورت خالى نيست كه خاطرها آسوده باشد ، معنى و حقيقت است كه به خطر افتاده است . 8 . سومين ژست تبليغاتى و بلكه تاكتيك تبليغاتى آن حضرت اين بود كه اهل بيت و كودكان خود را نيز همراه خود آورد ، و به اين وسيله در واقع خودِ دشمن را ناآگاهانه استخدام كرد كه حامل يك عده مبلّغ براى امام حسين و براى اسلام حسينى عليه يزيد و اسلام يزيدى باشد و اين يكى از مهمترين عناصر تبليغى نهضت امام است . 9 . چهارمين تاكتيك تبليغى أبا عبد اللَّه نشان دادن مروت و انسانيت در همهء خلال حادثه بود - از بين راه تا دهم محرم - از قبيل آب دادن به دشمن و ابتدا به جنگ نكردن . 10 . پنجمين تاكتيك ، ايجاد صحنه‌هايى براى رساندن بهتر [ پيام خود ] و رنگ‌آميزىها از قبيل پاشيدن خون شيرخوار به آسمان كه « عِنْدَ اللَّهِ أحْتَسِبُهُ » « 1 » ، سر و روى خود را با خون خود مخضَّب كردن كه اينچنين مىخواهم خدا را ملاقات كنم . در مورد صحنه‌ها قصهء دست به گردن كردن با قاسم ، حبيب بن مظاهر . عجبا چقدر صحنه‌هاى طبيعى شكل مصنوعى دارد ! از اين جهت نظير استعداد آهنگ‌پذيرى آيات قرآن است . 11 . آنچه امروز به ما الهام مىبخشد ، قلمهاى كسانى كه اسلام را روى كاغذها توصيف كرده‌اند نيست ، بلكه قلمهاى كسانى است كه با خون خود خطوط برجستهء اسلام را بر روى بدنهاى خودشان ، بر پيشانيشان ، بر فرق شكافته‌شان ( وَ قُتِلَ فى مِحْرابِهِ لِشِدَّةِ عَدْلِهِ ) « 2 » ، بر روى دانه دانه موهاى مقدس محاسنشان ، بر روى سينه و قلبشان ، بر پيشانى شكسته‌شان ، بر دندان شكسته‌شان ، بر رگهاى گردنشان نوشته‌اند . چقدر اشتباه است كه ما با جملهء « مِدادُ الْعُلَماءِ افْضَلُ مِنْ دِماءِ الشُّهَداء » « 3 » ارزش شهيد و شهادت را پايين بياوريم .
هامش
( 1 ) . [ اين را به حساب خدا مىگذارم . ] ( 2 ) . [ و در محراب عبادتش به خاطر شدت عدالتش كشته شد . ] ( 3 ) . [ مركّب عالمان از خون شهيدان برتر است . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 641 | مرتضى مطهرى