ثَلاثَةٌ :
فَقيهٌ فاجِرٌ ، وَ امامٌ جائِرٌ ، وَ مُجْتَهِدٌ جاهِلٌ » « 1 » .
بديهى است كه آفت هر چيزى يك شيء خاص است متناسب با خود او . هرگز كرم خاردار آفت دين نيست ، و سِن و ملخ هم هرگز دين را نمىخورد ، خوره و سرطان نيز آن را از ميان نمىبرد .
تحريف و قلب و بدعت ، آفت بزرگ دين است « 2 » . تحريف ، چهره و سيما را عوض مىكند ، خاصيت اصلى را از ميان مىبرد ، بجاى هدايت ، ضلالت مىآورد و بجاى تشويق به سوى عمل صالح ، مشوّق معصيت و گناه مىشود و بجاى فلاح ، شقاوت مىآورد . تحريف ، از پشت خنجر زدن است ، ضربت غير مستقيم است كه از ضربت مستقيم خطرناكتر است . يهوديان كه قهرمان تحريف در تاريخ جهاناند هميشه ضربتهاى خود را از طريق غير مستقيم وارد كردهاند . على عليه السلام را دوستانه و از طريق تحريف ، بهتر و بيشتر مىشود خراب كرد تا به صورت دشمنانه . قطعاً ضرباتى كه از طرف دوستان جاهل على بر على وارد شده ، از ضربات دشمنانش كارىتر و بُرّاتر بوده است .
تحريف ، مبارزهء بدون عكس العمل است . تحريف ، مبارزه است با استفاده از نيروى خود موضوع .
تحريف سبب مىشود كه سيماى شخص بكلّى عوض شود ، مثلًا على عليه السلام به صورت يك پهلوان مهيب بدقيافهء سبيل از بناگوش دررفته تجسم پيدا كند ، به صورتى درآيد كه هرگز نتوان باور كرد كه اين همان مرد محراب ، خطابه ، حكمت ، قضا و زهد و تقوا و خوف از خداست .
تحريف است كه امام سجاد را در ميان ما به نام « امام بيمار » معروف كرده است . تنها در ميان فارسى زبانان اين نام به آن حضرت داده شده و كار به جايى رسيده كه وقتى مىخواهيم بگوييم فلانى خود را به ضعف و زبونى زده ، مىگوييم خود را امام زين العابدين بيمار كرده است ؛ در صورتى كه اين شهرت فقط بدان جهت است كه امام در ايام حادثهء عاشورا مريض بودهاند نه اينكه در همهء عمر تب لازم داشته و عصا به دست و كمر خم راه مىرفتهاند .
هامش
( 1 ) . [ آفت دين سه چيز است : دانشمند فاجر ، و پيشواى ستمكار ، و در عبادت كوشاى جاهل . ]
( 2 ) . داستان حديث « اذا عَرَفْتَ فَاعْمَلْ ما شِئْتَ » مثال خوبى است براى اينكه تحريف نتيجهء معكوس مىدهد . [ اين داستان در كتاب حق و باطل ( اثر استاد شهيد ) بخش « احياى تفكر اسلامى » نقل شده است . ]