الّا فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ . ايضاً در حديث كافى است : وَ انَّ لَنا فى كُلِّ خَلَفٍ عُدولًا يَنْفونَ عَنّا تَحْريفَ الْغالينَ وَ انْتِحالَ الْمُبْطِلينَ . .
اولين وظيفهء علما اين است كه با نقاط ضعف مردم مبارزه كنند نه آنكه از آنها استفاده كنند . مثلًا در جريان مجالس عزادارى و وعظ و خطابه ، امروز دو نقطهء ضعف در مردم هست ؛ يكى اينكه علاقهء شديد دارند كه در مجالس ، اجتماع و ازدحام زياد شود ، ديگر اينكه مىخواهند از لحاظ گريه ، مجلس بگيرد و شور بپاشود و كربلا شود .
اينجاست كه يك خطيب ، سر دوراهى قرار مىگيرد : ازدحام را زياد كند و مجلس را كربلا كند ، يا حقايق را بگويد كه احياناً نه ازدحام مىشود و نه شور و وا ويلا .
علما بايد با عوامل پيدايش تحريفات مبارزه كنند ، جلو تبليغات دشمنان را بگيرند ، دست دشمنان را كوتاه كنند ، با اسطورهسازىها مبارزه كنند . مثلًا كتاب لؤلؤ و مرجان حاجى نورى يك نوع قيام به وظيفه به نحو شايسته است كه اين مرد بزرگ كرده است و ما امروز از نتيجهء كار اين مرد بزرگ استفاده مىكنيم . علما بايد فضايح و رسوايى دروغگويان را ظاهر كنند . ( لهذا مىگويند از موارد جواز غيبت ، « جَرح » راوى حديث است . ) علما بايد متن واقعى احاديث معتبر ، سيماى واقعى شخصيتهاى بزرگ ، متن واقعى حوادث تاريخى را در اختيار مردم بگذارند و به دروغ بودن دروغها اشاره و تصريح كنند .
نگاهى به زبان حالهاى امروز كافى است كه بفهميم چقدر شخصيتها تحريف شدهاند . بعضى زبان حالهاست كه واقعاً آينهء شخصيت امام است ، مثل اشعار اقبال لاهورى و بعضى اشعار بِرّ « حجة الاسلام تبريزى » ولى بعضى زبان حالهاست كه تحريف شخصيت است ، مثل : افسوس كه مادرى ندارم . . . اى خاك كربلا تو به من مادرى نما . . .
اينها نه تنها زبان حال امام حسين با آن شخصيت عظيم و بىنظير نيست ، اساساً زبان حال يك مرد پنجاه و هفتساله نيست كه در اين سن دنبال آغوش مادر بگردد .
اين سن ، سنى است كه برعكس ، مادر به فرزند پناه مىبرد . امام حسين از مادر ياد كرده است اما به صورت حماسه و افتخار : أَنَا ابْنُ عَلِىِّ الطُّهْرِ مِنْ آلِ هاشِمٍ . . . وَ فاطِمُ امّى . . . يَأْبَى اللَّهُ ذلِكَ لَنا وَ رَسولُهُ وَ حُجورٌ طابَتْ وَ طَهُرَتْ وَ نُفوسٌ ابِيَّةٌ وَ انوفٌ حَمِيَّةٌ ؛ و امثال اينها .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 613
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦١٣