اما از نظر سوم ؛ از اين جهت همينقدر مؤثر بود كه امام را متوجه كوفه كرد . اما آيا اگر به كوفه نمىرفت ، در محل امن و امانى بود ؟ اگر در مكه يا مدينه هم بود ، چون از بيعت امتناع مىكرد و بعلاوه به خلافت يزيد معترض بود دچار خطر بود و امام حسين ابا داشت كه در مكه حرم خدا كشته شود و شايد از اينكه در حرم پيغمبر هم كشته شود ابا داشت . اينكه در وسط راه به اصحاب حرّ گفت و از نامهء عمر سعد به ابن زياد برمىآيد كه در خود كربلا به عمر سعد هم گفته است : اگر نمىخواهيد برمىگردم ، فقط ناظر به اين قسمت است كه چرا به عراق آمد نه اينكه قضيه فقط يك جنبه دارد و آن هم جنبهء دعوت و بعد هم پشيمانى از آمدن به عراق است . امام حسين كه نگفت حالا كه مردم كوفه نقض عهد كردند ، پس من بيعت مىكنم يا اينكه ديگر موضوع اعتراض به خلافت يزيد را پس مىگيرم و ساكت مىشوم .
مسائلى كه در اينجا هست :
الف . قبل از مردن معاويه مسألهء امتناع مردم مدينه بالخصوص حسين بن على عليه السلام از بيعت مطرح بود . امام حسين در جواب نامهء معاويه سخت به او تاخت و به موضوع ولايتعهد يزيد اعتراض و انتقاد كرد ( سرمايهء سخن و ابو الشهداء عقّاد ) .
ب . مسألهء ولايتعهد يزيد يك بدعت بزرگ بود در اسلام و نقشهاى كه از سى و چند سال پيش امويّين كشيده بودند . ابو سفيان در خانهء عثمان گفت : « تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْكُرَةِ وَ لِتَصيرَنَّ . . . اما وَ الَّذى يَحْلِفُ بِهِ أَبو سُفْيانَ لا جَنَّةَ وَ لا نارَ » . از اين نظر فوق العاده مهم بود ؛ نه با شورا و آراء عمومى منطبق بود و نه با جعل الهى ، نصب پدر بود پسر را .
ج . تسليم خليفه شدن در يك وقت جايز است كه بحث در اطراف اصلحيت فرد ديگر باشد ولى غير صالح كارها را بر مدار و محور اسلامى مىچرخاند . على عليه السلام فرمود : « وَ اللَّهِ لَاسَلِّمَنَّ ما سَلِمَتْ امورُ الْمُسْلِمينَ وَ لَمْ يَكُنْ فيها جَوْرٌ الّا عَلَىَّ خاصَّةً » .
د . بيعت ، عقد بود مانند عقد بيع و اجاره و نكاح ، و تعهدآور بود ، قابل نقض نبود .
على عليه السلام فرمود : عهد با كافر را نيز نبايد نقض كرد و الّا امان باقى نمىماند .
ه . مسألهء اعتراض به كار خليفهء وقت و لو منتهى به عزل او بشود در صورتى كه انحراف پيدا مىكند ، خود يك مسألهاى است در اسلام به نام « امر به معروف و نهى از منكر » . امام حسين مكرر به اين اصل استناد كرد . شرط اين اصل نيست كه خون ريخته نشود ؛ شرطش اين است كه نتيجهء نهايى آن به نفع اسلام باشد ، نظير خود جهاد با كفار .
و . موضوع دعوت امام از طرف مردم كوفه و اتمام حجت ، خود يك مطلبى است .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 484
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٤٨٤