تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 483

مساهمون:

ص٤٨٣
صلح با معاويه و ميان بيعت با يزيد . به قول عقّاد اولين اثر اين بيعت ، امضاى سبّ و لعن على عليه السلام بود كه در زمان معاويه شروع شده بود ، و هم امضاى ولايتعهد و وراثت خلافت بود . ب . خودش مىفرمود : اصلى در اسلام است كه در مقابل ظلم و فساد نبايد سكوت كرد ( اصل امر به معروف و نهى از منكر ) . خودش از پيغمبر روايت كرد : « مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً مُسْتَحِلّا لِحُرُمِ اللَّه . . . » . ايضاً مىگفت : « أَ لا تَرَوْنَ انَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ . . . » . . ج . مردم كوفه از او دعوت به عمل آوردند و نامه‌ها نوشتند و هجده هزار نفر با مسلم بيعت كردند . بايد ديد آيا عامل اصلى ، دعوت اهل كوفه بود و الّا أبا عبد اللَّه هرگز قيام يا مخالفت نمىكرد و بيعت مىكرد ؟ اين مطلب خلاف رأى و عقيدهء حسين عليه السلام بود و قطعاً چنين نمىكرد ، بلكه تاريخ مىگويد چون خبر امتناع امام حسين از بيعت به كوفه رسيد مردم كوفه اجتماع كردند و هم عهد شدند و نامهء دعوت نوشتند . روز اول كه در مدينه بود از او بيعت خواستند ، بلكه معاويه در زمان حيات خود از او بيعت خواست و حسين عليه السلام امتناع كرد . بيعت كردن با يزيد صحّه گذاشتن بر حكومت او بود كه ملازم بود با امضا بر نابودى اسلام ( وَ عَلَىَ الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ ) . پس موضوع امتناع از بيعت ، خود اصالت داشت . حسين عليه السلام حاضر بود كشته بشود و بيعت نكند ، زيرا خطر بيعت خطرى بود كه متوجه اسلام بود نه متوجه شخص او ، بلكه متوجه اساس اسلام يعنى حكومت اسلامى بود نه يك مسألهء جزئىِ فرعىِ قابل تقيّه . اما موضوع دوم نيز به نوبهء خود اصالت داشت . از اين نظر اين جهت را بايد مطالعه كرد كه آيا شرط امر به معروف يعنى احتمال اثر و منتج بودن در آن بود يا نه ؟ از گفته‌هاى خود امام حسين كه مىفرمود : « ثُمَّ ايْمُ اللَّهِ لا تَلْبَثونَ بَعْدَها الّا كَرَيْثِما يُرْكَبُ الْفَرَسُ حَتّى تَدورَ بِكُمْ دَوْرَ الرَّحى وَ تُقْلَقُ بِكُمْ قَلَقَ الِمحْوَرِ » ، يا در جواب شخصى كه « رياش » نقل مىكند فرمود : « انَّ هؤُلاءِ اخافونى وَ هذِهِ كُتُبُ اهْلِ الْكوفَةِ وَ هُمْ قاتِلى فَاذا فَعَلوا ذلِكَ وَ لَمْ يَدَعوا للَّهِ مُحَرَّماً الَّا انْتَهَكوهُ بَعَثَ اللَّهُ الَيْهِمْ مَنْ يَقْتُلُهُمْ حَتّى يَكونوا اذَلَّ مِنْ قَوْمِ الْامَةِ ( فِرامِ الْامَةِ ) » و همچنين است جمله‌هايى كه در وداع دوم به اهل بيت خودش فرمود : « اسْتَعِدّوا لِلْبَلاءِ وَ اعْلَموا انَّ اللَّهَ حافِظُكُمْ وَ مُنْجيكُمْ مِنْ شَرِّ الْاعْداءِ وَ يُعَذِّبُ اعاديكُمْ بِانْواعِ الْبَلاءِ » ، از اينها معلوم مىشود كه امام حسين توجه داشت كه خونش بعد از خودش خواهد جوشيد و شهادتش سبب بيدارى مردم مىشود . پس شهادتش مؤثر بود .