تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481

مساهمون:

ص٤٨١
قسمت را براى آخرين بار درهم شكست كه ديگر بپانخاست ، خواجه نصير الدين طوسى بود كه از علماى بزرگ شيعه است . خواجه با هلاكو همكارى كرد براى اينكه دستگاه جبار خلافت را از ميان بردارد . اما سعدى در مرثيهء مقام خلافت مىگويد :
آسمان را حق بود گر خون ببارد بر زمين * از براى قتل مستعصم امير المؤمنين
معلوم مىشود سعدى هم حتى [ تحت ] تأثير جلال روحانى مقام خلافت بوده . [

دو چهرهء حادثهء كربلا

] .
وَ إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها مَنْ يُفْسِدُ فِيها وَ يَسْفِكُ الدِّماءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ قالَ إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ
« 1 » . زندگى بشر مجموعه‌اى از تاريكى و روشنايى ، زشتى و زيبايى ، شر و خير است . آنچه فرشتگان ديدند جنبهء تاريك فرزند آدم بود و آنچه خداوند اشاره كرد قسمتهاى روشن آن بود كه بر قسمتهاى تاريك بسى ترجيح دارد . حادثهء كربلا داراى دو ورق است : ورق سياه و ورق سفيد . از لحاظ ورق سياه يك داستان جنايى است ، داستانى خيلى تاريك و وحشتناك ، و ما بعداً در حدود بيست مظهر از بيرحمى و قساوت و دنائت و نامردمى [ را كه در اين حادثه رخ داده ] نشان خواهيم داد . از اين جنبه ، در اين داستان حد اكثر بيرحمى و قساوت و سبعيّت ديده مىشود . از لحاظ ورق سفيد ، يك داستان ملكوتى است ، يك حماسهء انسانى است ، مظهر آدميت و عظمت و صفا و بزرگى و فداكارى است . از لحاظ اول نام اين قضيه فاجعه است و از لحاظ دوم قيام مقدس . از لحاظ اول قهرمان داستان شمر است و ابن زياد و حرمله و عمر سعد و . . . و از لحاظ دوم قهرمان داستان امام حسين است و ابى الفضل و على اكبر و امثال حبيب بن مُظَهَّر ، و زينب و امّ كلثوم و امّ وهب و امثال اينها . از لحاظ اول ، اين داستان ارزش آن را ندارد كه بعد از
هامش
( 1 ) . بقره / 30 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 481 | مرتضى مطهرى