علماى ما روى اين جهت زياد بحث كردهاند كه آيا مشيت در جملهء : « انَّ اللَّهَ شاءَ انْ يَراكَ قَتيلًا » مشيت تشريعى است يا تكوينى ؟ و قبول كردهاند مشيت تشريعى است .
ولى در اين جهت بحث نكردهاند كه بنا بر مشيت تشريعى ، آيا اين مشيت همان مشيت كلى است كه شامل همهء مسلمين بوده است يا نه ، يك مشيت تشريعى و دستور تشريعى بوده كه اختصاص داشته به امام حسين عليه السلام ؟ .
طور ديگر هم مىتوان بحث كرد كه عاقلانهتر باشد : آيا امام حسين كه قيام كرد ، از آن جهت قيام كرد كه امام بود يا از آن جهت كه يك نفر مؤمن و مسلمان بود ؟ به عبارت ديگر ، اگر بخواهيم در اطراف حديث « انَّ اللَّهَ شاءَ انْ يَراكَ قَتيلًا » بحث كنيم بايد بگوييم آيا مشيت تكوينى بود يا تشريعى ، و بنا بر تشريعى آيا تكليف خصوصى و شخصى بود يا تكليف كلى ؟ و بنا بر دوم آيا آن تكليف كلى متوجه امام و پيشواى مسلمين بود يعنى از نوع وظايف و تكاليفى است كه براى ائمّه وضع شده يا از نوع تكاليفى است كه براى عموم مؤمنين و مسلمانان وضع شده ؟ در اين زمينه بايد مثالهاى توضيحدهندهاى ذكر شود . ضمناً آنجا كه تكاليف مخصوص ائمّهء مسلمين ذكر مىشود ، فرق گذاشته شود بين تكاليف امام به معنى زعيم فعلى مسلمين و بين امام به معنى صاحب مقام ولايت و وصايت .
فرق معاويه و يزيد
امام حسين به مروان حكم در مدينه فرمود : « وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ مِثْلِ يَزيدَ » . راجع به كلمهء « مثل يزيد » بايد تأمل كرد كه چه خصوصيتى در يزيد بود كه حتى در معاويه نبود ؟ اين جهت را تا اندازهاى قبلًا گفتيم . ديگر اينكه دو مقدمه بايد اينجا اضافه كنيم : يكى اينكه نبايد گمان كرد كه معاويه و يزيد آنطور كه بودند و در اين زمانها كاملًا شناخته شدهاند ، در آن زمان هم كاملًا شناخته شده بودند ( همچنان كه در عصر ما بعضى از جنايتكاران گذشته ، از قدّيسين مىباشند چون كسى آنها را نشناسانده است مثل شاه عباس صفوى ) . با نبودن وسايل و ارتباطات در آن روز ، امام حسين كاملًا يزيد را مىشناخت اما عموم مردم كما هو حقّه آگاه نبودند .
لهذا عبد الله بن حنظلهء غسيل الملائكه بعد از آنكه يك سفر با وفدى به شام رفت ، عقيدهاش عليه يزيد آن قدر تحريك شد كه گفت : ترسيديم در شام از آسمان سنگباران