شخصى مظلوم و بىتقصير و بىجهت كشته و نفله شد و ضايع گشت و هدر رفت ، و حال آنكه شهادت امام حسين از قسم هفتم است نه از قسم ششم . و معمولًا تذكر حادثهء سيد الشهداء از قبيل اظهار تأسف است ، آن هم اظهار تأسف از نفله شدن سيد الشهداء كه افسوس كه آقا نفله شد ، و حال آنكه غلطترين غلطها اين است كه ما امام حسين عليه السلام را نفله شده حساب كنيم . امام حسين به عكس ، به هر قطرهء خون خود يك دنيا ارزش داد . كسى كه موجى ايجاد كرد كه قرنها پس از او پايههاى كاخ ستمگران را متزلزل كرد و از جا كند و حتى در قرون خود ما غالب حوادث داغ در محرم ايجاد مىشود ، خون او هدر رفته است ؟ ! كسى كه ميليونها نفر نمازخوان و روزه گير و فداكار ساخت ، هدر رفت ؟ ! .
[
آيا امام حسين عليه السلام دستور خصوصى داشت ؟
] . يكى از امورى كه موجب مىگردد داستان كربلا از مسير خود منحرف گردد و از حيّز استفاده و بهرهبردارى عامهء مردم خارج شود و بالأخره آن هدف كلى كه از امر به عزادارى آن حضرت در نظر است منحرف گردد ، اين است كه مىگويند حركت سيد الشهداء معلول يك دستور خصوصى و محرمانه به نحو قضيهء شخصيه بوده است « 1 » و دستورى خصوصى در خواب يا بيدارى به آن حضرت داده شده است ؛ زيرا اگر بنا شود كه آن حضرت يك دستور خصوصى داشته كه حركت كرده ، ديگران نمىتوانند او را مقتدا و امام خود در نظير اين عمل قرار دهند و نمىتوان براى حسين « مكتب » قائل شد ، بر خلاف اينكه بگوييم حركت امام حسين از دستورهاى كلى اسلام استنباط و استنتاج شد و امام حسين تطبيق كرد با رأى روشن و صائب خودش ، كه هم حكم و دستور اسلام را خوب مىدانست و هم به وضع زمان و طبقهء حاكمهء زمان خود آگاهى كامل داشت ؛ تطبيق كرد آن احكام را بر زمان خودش و وظيفهء خودش را قيام و حركت دانست . لهذا در آن خطبهء معروف ، استناد كرد به حديث معروف رسول خدا :
« مَنْ رَأى سُلْطاناً جائِراً . . . » . ايضاً فرمود : « أَ لا تَرَوْنَ أَنَّ الْحَقَّ لا يُعْمَلُ بِهِ وَ أنَّ الْباطِلَ لا يُتَناهى عَنْهُ ، لِيَرْغَبِ
هامش
( 1 ) . در اينجا بايد فرق بين قضاياى شخصيه و خارجيه و حقيقيه و اينكه به اصطلاح متأخرين جعل احكام بر طبق قضاياى حقيقيه است ، شرح داده شود .