قرآن استنباط مىشود مثل آيهء
« مَنْ أَنْصارِي إِلَى اللَّهِ »
« 1 »
*
و آيهء
« سِراجاً مُنِيراً »
« 2 » و آيهء
« يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً »
« 3 » ، اين قسمت - كه در اين نهضتهاى مقدس بصيرتى و احساسى قوى موجود است و آنها چيزى را حس مىكنند كه ديگران حس نمىكنند ، چيزى را مىبينند كه ديگران نمىبينند - نيز از قرآن استنباط مىشود ، مثل آيهء :
« وَ لَقَدْ آتَيْنا إِبْراهِيمَ رُشْدَهُ »
« 4 » و آيهء
« نَحْنُ نَقُصُّ عَلَيْكَ نَبَأَهُمْ بِالْحَقِّ إِنَّهُمْ فِتْيَةٌ آمَنُوا بِرَبِّهِمْ وَ زِدْناهُمْ هُدىً »
« 5 » . كلمهء « رشد » در عربى به معناى نموّ نيست كه در فارسى استعمال مىشود ، بلكه همان معنايى است كه در فقه مىگويند « عاقل بالغ رشيد » . كلمهء
« زِدْناهُمْ هُدىً »
نيز همان معناى رشد را مىفهماند . نهضت سيد جمال از آن جهت مقدس است كه بيش از عصر خود بصيرت داشت . از نامههايى كه به علما نوشته پيداست . البته جنبههاى ديگر هم هست از قبيل عدم تعادل قوا و تجهيزات ظاهرى و مادى ، كه موسى و ابراهيم و محمد صلى الله عليه و آله يكتنه قيام كردند و همچنين امام حسين عليه السلام . اين جنبهها به علت دوم برمىگردد .
حالا در نهضت امام حسين يك درك قوى وجود داشت و آن جريان پشت پردهء ضد اسلامى امويان را كه مردم ظاهر بين نمىديدند [ مىديد . ] ابو سفيان در خانهء عثمان گفت : « يا بَنى امَيَّةَ ! تَلَقَّفوها تَلَقُّفَ الْكُرَةِ ، اما وَ الَّذى يَحْلِفُ بِهِ أَبو سُفْيانَ لا جَنَّةَ وَ لا نارَ ، وَ ما زِلْتُ ارْجوها لَكُمْ وَ لِتَصيرَنَّ الى ابْنائِكُمْ وِراثَةً » . ابو سفيان گفت : مُلك است و سلطنت ، حق و معنا و بهشت و جهنم همه دروغ است ؛ اين توپ را نگذاريد از تيپ شما خارج بشود ، به يكديگر پاس بدهيد و نگذاريد از ميان شما خارج شود ؛ آن را موروثى كنيد . موضوع ولايتعهد يزيد و بيعت گرفتن از مردم و در مقدّم همه امام حسين ، جامهء عمل پوشاندن به تفكر خطرناك ابو سفيانى يعنى به تفكر حزبى بود كه آن هم به نوبهء خود اصولى بود .
ولى مردم ظاهربين و گول تظاهرخور و حمل به ظاهر كن ، هيچ گونه توجهى به اين امور نداشتند و اينكه امام حسين فرمود : « وَ عَلَى الْاسْلامِ السَّلامُ اذْ قَدْ بُلِيَتِ الْامَّةُ بِراعٍ
هامش
( 1 ) . آل عمران / 52 .
( 2 ) . احزاب / 46 .
( 3 ) . قصص / 4 .
( 4 ) . انبياء / 51 . [ به تحقيق براى ابراهيم اسباب رشد او را فراهم آورديم . ]
( 5 ) . كهف / 13 . [ ما اخبار آنها را به حق براى تو بازگوييم . بدرستى كه آنها جوانانى بودند كه به پروردگارشان ايمان آورده بودند و ما بر هدايتشان افزوديم . ]