اما اينكه كىها شهيد كردند يا كىها يارى كردند ، معلوم است ولى اينكه چىها شهيد كردند يا يارى ، بايد گفت : امام حسين را طمع مُلك رى و طمع پول ( كه خولى گفت : « جِئْتُكَ بِغِنى الدَّهْرِ » ) و رشوهء رؤسا ( أمّا رُؤَساؤُهُمْ فَقَدْ اعْظِمَتْ رِشْوَتُهُمْ وَ مُلِئَتْ غَرائِرُهُم ) و جبن و مرعوبيت عامّه و ميل به جبران محبت يزيد ( كه ابن زياد مىخواست كدورت يزيد را از پدرش كه در ولايتعهد يزيد تعلل كرد جبران كند ) و خبث ذاتى امثال شمر و مستى و غرور و بدبختى و سبكسرى شخص يزيد و از همه بالاتر فراموشكارى عامّهء مردم كه مسلمان بودند و معتقد و سيرى به تاريخ شصت سالهء خود نمىكردند و سابقهها را فراموش كردند و گول ظاهر را مىخوردند [ شهيد كرد ] .
اينكه چىها امام را يارى كردند ، ايمان و توجه به تاريخ شصتساله - كه از كلمات امثال زهير پيداست - و حس فتوّت و مردانگى و ايمان به غيب و امثال اينها بود .
[
علل تقدّس يك نهضت
] . عطف به مطالب گذشته دربارهء اينكه چه چيزى سبب مىشود كه قيامى مقدس و پاك و عظيم و مورد احترام مىشود تا آنجا كه ملاك و معيار حركتهاى ديگر و سكوت و سكونها مىشود . « مقدس مىشود » يعنى مردم به چشمى به آن نگاه مىكنند كه به امور ما فوق مادى و ما فوق طبيعى نگاه مىكنند ؛ عظيم و محترم مىشود در حدى كه هيچ نهضتى با او قابل قياس نيست ، حد اكثر قابل تشبيه و پيروى است .
اين قداست و اهميت خارق العاده بعد از حدود چهارده قرن ، معلول سه جهت است :
1 . قداست « 1 » و تعالى و عظمتِ هدف كه آنچه هدف است حقيقت است نه منفعت خود ، و لهذا مستلزم فداكارى و قربان كردن منفعت است براى حقيقت ، براى خدا .
بديهى است اگر كسى قيام كند براى اينكه به آب و نانى برسد ، جاه و مقامى كسب كند ، پول و ثروت و قدرتى تحصيل كند و به قول حنظلهء بادغيسى براى كسب مهترى و يا به
هامش
( 1 ) . قبلًا گفتيم فرق است ميان هدف مقدس و متعالى و هدف بزرگ . امثال اسكندر و نادر و شاه اسماعيل هدفهاى بزرگ داشتند ، اما هدفهاى مقدس نداشتند . آنها خودخواهىها و جاه طلبىهاى بزرگ بودند ، نه آزاديخواهان و حقيقت طلبان و خيرخواهان و بشردوستان و خداپرستان بزرگ .