تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448

مساهمون:

ص٤٤٨
امر خدا و توحيد و عدل و قيام به قسط و حرّيت و حمايت مظلوم و دفاع از ضعيف است
( إِنَّ فِرْعَوْنَ عَلا فِي الْأَرْضِ وَ جَعَلَ أَهْلَها شِيَعاً يَسْتَضْعِفُ طائِفَةً مِنْهُمْ . . . )
« 1 » ، به خاطر ارتعاش و سوزشى است كه در وجدان و ضمير انسانى پيدا مىشود ، به خاطر انسانيت و جامعهء انسانيت است ، به خاطر اصول مقدس اجتماع بشرى است و به عبارت ديگر جنبهء اصولى دارد نه جنبهء فردى « 2 » ، آن هم اصول عالى انسانيت كه قوام زندگى انسانى به آنهاست و روح زندگى انسانى آنهاست ، به خاطر روح زندگى است كه بالاتر از ابزار زندگى است ؛ اگر ابزار موجود نباشد بشر مىتواند با ابزار ديگر زندگى [ كند ] اما اگر كلمات مقدس عدالت و حق و حرّيت از قاموس بشريت محو بشود مثل اين است كه از اين فضا هوا را محو كنند . فرق است بين اينكه در اين فضا چراغ نباشد ، فرش نباشد ، بلندگو نباشد ، چادر نباشد ، بادبزن نباشد ، با آنكه هوا نباشد . علت دوم مقدس و متعالى و محترم بودن اين نهضتها اين است كه در ظلمتهاى متراكم و در ميان يأسها و نااميديهاى مطلق ، در مواقعى كه ستاره‌اى در آسمان بشريت ديده نمىشود ، مانند برقى مىدرخشد و مانند شعله‌اى حقانى فرا راه آدميان ظاهر مىشود ؛ حركتى است در ميان سكونها و ندايى است در سكوت مرگبار و خاموشى مرگبار ، برقى است در تاريكى و قليلى است در برابر كثير
( كَمْ مِنْ فِئَةٍ قَلِيلَةٍ غَلَبَتْ فِئَةً كَثِيرَةً بِإِذْنِ اللَّهِ )
« 3 » و لهذا مورد تصويب عقلاى خودپرست واقع نمىگردد ؛ مانند « ابرى است در بيابان ، بر تشنه‌اى ببارد » ؛ مانند محبوبى است كه بدون وعدهء قبلى و در حال نزار عاشق ، خود را به محبّ خود برساند :
وَ بَريدٌ يَأْتى بِوَصْلِ حَبيبٍ * وَ حَبيبٌ يَأْتى بِلا ميعادٍ « 4 »
علت سوم تقدس اين نهضتها اين است كه همراه است با يك درك قوى و يك بصيرت نافذ كه پشت پردهء ظواهر را مىبيند و به عبارت معروف : در خشت خام مىبيند چيزى را كه ديگران در آينه نمىبينند . همان طورى كه آن دو قسمت ، از آيات
هامش
( 1 ) . قصص / 4 . ( 2 ) . و به عبارت ديگر از اين جنبه است كه از خودپرستى و منفعت‌پرستى گذشته و خود را فداى مصالح جامعه مىكنند ، فداى حق و عدالت مىشوند ، تبديل مىشوند به حق و عدالت و لهذا مثل حق و عدالت ، مقدس مىگردند . ( 3 ) . بقره / 249 . ( 4 ) . [ و پيكى كه خبر وصال يار مىآورد ، و يارى كه بدون وعده از راه مىرسد . ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 448 | مرتضى مطهرى