به دو گونه تعليم مىداد : يكى اينكه قواعد علم قرائت را مىآموخت - كه متأسّفانه در ايران نيست و در كشورهاى عربى بالخصوص مصر رايج است - و ديگر اينكه چندين آهنگ داشت ( رسماً به نام آهنگ ) كه اينها را در مسجد گوهرشاد تعليم مىداد . آن روزها آهنگهايى بود كه اسم آنها شبيه اسم آهنگهاى موسيقى بود ، ولى آهنگهاى قرآنى بود . شاگردان او اين آهنگهاى لطيف قرآنى را مىآموختند .
اين خودش يك مطلبى است و بايد همچنين باشد . يكى از معجزات قرآن ، آهنگپذيرى آن است ، آن هم آهنگهاى معنوى و روحى نه آهنگهاى شهوانى ، كه در اين مورد يك متخصص بايد اظهار نظر كند .
قرآن عبد الباسط چرا اين قدر در تمام كشورهاى اسلامى توسعه پيدا كرده است ؟
براى اينكه عبد الباسط با صدا و آهنگ عالى و با دانستن انواع قرائتها و آهنگها و شناختن اينكه هر سورهاى را با چه آهنگى بايد خواند ، مىخواند ؛ فرض كنيد خواندن سورهء « شمس » يا « و الضّحى » با چه آهنگى مناسب است .
در حديث ، دربارهء بسيارى از ائمّهء اطهار از جمله راجع به حضرت سجّاد عليه السلام و حضرت باقر عليه السلام داريم كه اينها وقتى قرآن مىخواندند آن را با صدا و آهنگ بلند و دلپذير مىخواندند به طورى كه صدايشان به درون كوچه مىرسيد و هر كسى كه از آن كوچه مىگذشت ، همان جا مىايستاد به طورى كه در مدتى كه امام در خانهء خودش قرآن را با آهنگ لطيف و زيبا قرائت مىكرد ، پشت درِ خانه جمعيت جمع مىشد و راه بند مىآمد . حتى نوشتهاند آبكشها « 1 » كه زياد هم بودند درحالىكه مشك به دوششان بود ، وقتى مىآمدند از جلوى منزل امام عبور كنند ، با شنيدن صداى امام پاهايشان قدرت رفتن را از دست مىداد و با همان بار سنگينِ مشك پر از آب بر دوش مىايستادند كه صداى قرآن را بشنوند تا وقتى كه قرآن امام تمام مىشد . همهء اينها چه را مىرساند ؟ استفاده كردن از وسايل مشروع براى رساندن پيام الهى . چرا امام قرآن را با آهنگ بسيار زيبا و لطيف مىخواند ؟ او مىخواست به همين وسيله تبليغ كرده باشد ، مىخواست قرآن را به اين وسيله به مردم رسانده باشد .
هامش
( 1 ) . در قديم معمول بود كه اشخاصى مشك به دوش مىگرفتند و مىرفتند از چاهها آب مىكشيدند و به منازل مىبردند . در مدينه فقط چاه بود و نهر نبود ؛ هنوز هم نهر نيست .