شعراى زمان ائمّه چه خدمتها كردند ! ما در تاريخ اسلام شعرهاى حماسى و توحيدى داريم در عربى و فارسى . ( البته به زبانهاى ديگر مثل تركى و اردو هم داريم ) .
شعرهاى فوق العادهاى داريم در وعظ و اندرز در عربى و فارسى . همهء اينها از نتايج فرهنگ اسلامى است . اثرى كه شعر دارد نثر ندارد . اعجاب نهج البلاغه اين است كه نثر است و اينهمه فصيح و زيباست به طورى كه در حد شعر و بلكه والاتر از شعر است . در زبان فارسى ، شما نمىتوانيد يك صفحه نثر پيدا كنيد كه برابر باشد با يك صفحه شعر سعدى ، با توجه به اينكه نثر عالى زياد داريم مثل كلمات قصار خواجه عبد الله انصارى يا نثر سعدى .
ملّاى رومى با آن همه قدرت و توانايى ، وقتى كه سراغ مجالس وعظش مىروى مىبينى چيزى نيست ، يعنى آنها كه به نثر گفته چيزى نيست . ما در عربى هم نداريم نثرى كه قدرت خارق العادهء نهج البلاغه در آن باشد . شعر در قالب خودش خيلى كار كرده و خيلى مىتواند كار كند . شعر بد مىتواند خيلى بد باشد و شعر خوب هم مىتواند خيلى خوب باشد . شعرهاى حكمت ، شعرهاى توحيد ، شعرهاى معاد ، شعرهاى نبوت ، شعرهاى در مدح پيغمبر ، در مدح ائمّهء اطهار ، دربارهء قرآن ، شعرهاى به صورت رثا و مرثيه به شرط اينكه خوب باشند ، مثل اشعار شعراى زمان ائمّه ، مىتوانند بسيار مؤثّر باشند .
من يك وقتى در سخنرانيهايى گفتم بسيار تفاوت است ميان مرثيههايى كه كُميت يا خُزاعى مىگفت و مرثيههايى كه در زمانهاى اخير امثال جوهرى و حتى محتشم مىگويند . مضامين ، از زمين تا آسمان تفاوت دارند . آنها خيلى آموزنده است و اينها آموزنده نيست ، و بعضى از اينها اصلًا مضرند .
اقبال لاهورى يا اقبال پاكستانى واقعاً يك دانشمند ذى قيمت است . كسى است كه رسالتى در زمينهء اسلام براى خودش احساس مىكرده و از هر وسيلهء خوب و مشروعى براى هدف خودش استفاده كرده است . يكى از وسايلى كه از آن استفاده كرده ، شعر است . در شعراى فارسى زبان ، بخصوص در عصرهاى متأخّر ، از نظر داشتن هدف بدون شك ما شاعرى مثل اقبال نداريم . اگر شعر براى شاعر وسيله باشد براى هدفش ، ديگر نظير ندارد . اقبال آنجا كه مىبايست سرود بگويد ، سرود مىگفت . سرود فوق العادهاى را كه به عربى ترجمه شده ، به اردو گفته است . در سالهاى اخير آقاى سيّد محمّد على سفير اين سرود را به فارسى ترجمه كرد كه در حسينيهء ارشاد اجرا مىشد .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 343
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٣٤٣