تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 338

مساهمون:

ص٣٣٨
عصر ماست آنچنان كه على بن أبي طالب در زمان خودش امير سخن بود . وقتى خود شكيل رفت پشت تريبون ، در حالى كه ناراحت شده بود گفت : اين مزخرفات چيست كه مىگوييد ؟ ! من را با على مقايسه مىكنيد ؟ ! من بند كفش على هم نمىتوانم باشم . بيان من كجا و بيان على كجا ؟ ! . ما در عصر خودمان مىبينيم افرادى با دلهاى خيلى صاف و پاك هستند كه وقتى سخنان على را مىشنوند ، بىاختيار اشكشان جارى مىشود . اين از چيست ؟ از زيبايى سخن است . در زمان خود امير المؤمنين از اين نمونه‌ها زياد داريم . راجع به خطبة الغرّاى ايشان كه ظاهراً در صحرا انشاء كرده‌اند ، نوشته‌اند وقتى سخنان على تمام شد ، تمام مردم همين‌طور داشتند اشك مىريختند . مردى است به نام همّام ؛ از امير المؤمنين درخواست كرد كه سيماى پرهيزكاران را براى من توضيح بده ، رسم كن . اول حضرت امتناع كردند ، دو سه جمله گفتند . گفت : كافى نيست ، من مىخواهم شما سيماى پرهيزكاران را به طور كامل براى من بيان كنيد . على عليه السلام فى المجلس شروع مىكند سيماى متّقيان را بيان كردن : متّقيان شبشان اين جور است ، روزشان اينجور است ، لباس پوشيدنشان اينجور است ، معاشرتشان اين جور است ، قرآن خواندنشان اينجور است . ( من يك وقت شمردم ، يكصد و سى وصف در چهل جمله فى المجلس براى متّقيان بيان كرده است . ) اين مرد همين‌طور كه مىشنيد التهابش بيشتر مىشد ؛ يك مرتبه فرياد كشيد و مرد ، اصلًا قالب تهى كرد . امير المؤمنين فرمود : « هكَذا تَصْنَعُ الْمَواعِظُ الْبالِغَةُ بِأهْلِها » « 1 » سخن اگر رسا و دل اگر قابل باشد ، چنين مىكند .

فصاحت و زيبايى دعاها

برويم سراغ دعاها . در دعا انسان با خدا حرف مىزند . از اين جهت سخن و لفظ تأثيرى ندارد . ولى دعاهاى ما در عاليترين حد فصاحت و زيبايى است ، چرا ؟ براى اينكه آن زيبايى دعا بايد كمكى باشد براى اينكه محتواى دعا را به قلب انسان برساند . چرا مستحب است مؤذّن صَيِّت يعنى خوش صدا باشد ؟ اين در متن فقه اسلامى آمده است . « الله اكبر » كه معنايش فرق نمىكند كه خوش صدا بگويد يا بدصدا ، « اشْهَدُ انْ لا
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه فيض الاسلام ، خطبهء 184 ، معروف به خطبهء همّام ( ص 618 ) .