زيبا خواندن قرآن
باز مسألهء ديگرى عرض بكنم : خود قرآن خواندن چطور ؟ البته قرآن مثل اذان نيست . براى اذان يك نفر بالاى مأذنه مىرود و اذان مىگويد ، و گفتهاند مؤذّن بايد صيّت باشد . ولى قرآن را همه مىخوانند ؛ همهء كسانى كه مىخوانند ، موظفند آن را هرچه مىتوانند زيبا بخوانند . اين ، هم در روح قارى بهتر اثر مىگذارد و هم در روح شنونده . اين مسألهء ترتيل در قرآن
( وَ رَتِّلِ الْقُرْآنَ تَرْتِيلًا )
« 1 » يعنى چه ؟ يعنى وقتى كه كلمات را مىخوانى آن قدر تند نخوان كه چسبيده به يكديگر باشد ، آن قدر هم بين آنها فاصله نينداز كه اين كلمه از آن كلمه بىخبر باشد ؛ طورى اين كلمات را بخوان كه حالت القائى داشته باشد ، طورى بخوان كه گويى خودت دارى با خودت حرف مىزنى . به قول عرفا انسان هميشه بايد قرآن را طورى بخواند كه فرض كند گوينده خداست و مخاطبْ خودش ، و خودش مستقيماً دارد اين سخن را از خدا مىشنود و تلقى مىكند .
اقبال لاهورى مىگويد پدرم سخنى به من گفت كه در سرنوشت من فوق العاده اثر بخشيد . مىگويد : روزى در اتاق خود نشسته و مشغول خواندن قرآن بودم . پدرم آمد از جلوى اطاق من بگذرد ، رو كرد به من و گفت : محمّد ! قرآن را آنچنان بخوان كه گويى بر خودت نازل شده است . از آن وقت ، من هرگاه به آيات قرآن مراجعه مىكنم و آنها را مطالعه مىكنم ، چنين فرض مىكنم كه اين خداى من است كه با من كه محمّد اقبال هستم دارد حرف مىزند .
در حديث داريم : « تَغَنَّوْا بِالْقُرْآنِ » « 2 » كه چندين حديث ديگر بدين مضمون داريم .
قدر مسلّم ، مقصود اين است كه قرآن را با آهنگهاى بسيار زيبا بخوانيد . البته آن آهنگهايى كه مناسب لهو و لعب و شهوتآميز و شهوتآلود است ، بالضروره حرام و نامشروع است ، ولى هر آهنگى متناسب با حالتى براى انسان است .
اوايلى كه ما طلبه بوديم ، در مشهد ، پيرمردى بود كه به او آقا سيّد محمّد عرب مىگفتند و قارى قرآن بود . اين مرحوم آقا سيّد محمّد عرب مرد بسيار متدينى بود و مورد احترام همهء علماى مشهد . شاگردان زيادى در قرائت قرآن تربيت كرد و قرائت را
هامش
( 1 ) . مزّمّل / 4 .
( 2 ) . بحار الأنوار ، ج 92 / ص 191 ؛ جامع الاخبار ، فصل 23 ( ص 57 ) .