تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 339

مساهمون:

ص٣٣٩
الهَ الَّا اللَّهُ » كه معنايش فرق نمىكند كه يك خوش صدا بگويد يا يك بدصدا . ولى انسان وقتى « الله اكبر » را از يك خوش صدا مىشنود ، جور ديگرى بر قلبش اثر مىگذارد تا از يك بدصدا . در يكى از مجالس ديدم پيرمردى شعار مىدهد ، كه نمىدانم بيچاره فلج بود ، زبان نداشت ، چطور بود كه يك كلمه كه مىخواست بگويد ، مثلًا مىخواست صلوات بفرستد ، خودش هم تكان مىخورد با يك وضع مسخره و خنده‌آورى . پيش خودم گفتم : سبحان اللَّه ! ديگر جز اين ، كس ديگرى نمىشود شعار صلوات را بدهد ؟ آيا ما بايد بدصدا ترين افراد را در اين موارد انتخاب كنيم ؟ ! . سعدى داستانى ذكر مىكند ، مىگويد : مؤذّن بدصدايى بود در فلان شهر ، داشت با صداى بدى اذان مىگفت . يك وقت ديد يك يهودى برايش هديه‌اى آورد . گفت : اين هديهء ناقابل را قبول مىكنى ؟ گفت : چرا ؟ گفت : يك خدمت بزرگى به من كردى . چه خدمتى ؟ من كه خدمتى به شما نكرده‌ام . گفت : من دخترى دارم كه مدتى بود تمايل به اسلام داشت ؛ از وقتى كه تو اذان مىگويى و « الله اكبر » را از تو مىشنود ، ديگر از اسلام بيزار شده . حال ، اين هديه را آورده‌ام براى اينكه تو خدمتى به من كردى و نگذاشتى اين دختر مسلمان بشود . اين خودش مسأله‌اى است . بوعلى در مقامات العارفين « 1 » سخن بسيار عالى و لطيفى دارد راجع به اينكه تجمع روحى به چه وسيله براى انسان پيدا مىشود . عواملى را ذكر مىكند ، از آن جمله مىگويد : « الْكَلامُ الْواعِظُ مِنْ قائِلٍ زَكىٍّ » سخن واعظى كه در درجهء اول پاك باشد . اينها را كه مىگوييم آن وقت شما خواهيد فهميد كه ما خيلى از اين شرايط را واجد نيستيم . اولًا خود واعظ بايد پاكدل باشد . بعد مىگويد : « بِعِبارَةٍ بَليغَةٍ وَ نَغْمَةٍ رَخيمَةٍ » آهنگ صداى آن واعظ بايد آهنگ خوبى باشد تا بهتر بر دل مستمع اثر بگذارد . سخن واعظ بايد بليغ باشد تا بر روح مستمع اثر بگذارد . خود قيافهء واعظ در ميزان تأثير سخن او مؤثر است . اينها را عرض مىكنم براى اينكه بدانيد كه معنىِ رساندن ، خودش نقش مهمى است . اينها وسيله است ، خصوصيات است ، كيفيات است ، وسايلى است كه مىخواهد پيام را به اطراف و اكناف ، به افراد و اشخاص برساند .
هامش
( 1 ) . [ نمط نهم الاشارات و التنبيهات ]