تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
عده‌اى هستند كه اينها را حتى به استفاده از وسايل مشروع هم با هزار زحمت مىشود راضى كرد كه آقا ديگر استفاده نكردن از اين وسايل چرا ؟ همين بلندگو اولين بارى كه پيدا شد ، شما ببينيد چقدر با آن مخالفت شد ! بلندگو براى صدا مثل عينك است براى چشم انسان و مثل سمعك است براى گوش انسان . حالا اگر انسان گوشش سنگين است ، يك سمعك مىگذارد و معنايش اين است كه قبلًا نمىشنيد و حالا مىشنود . قرآن را قبلًا نمىشنيد ، حالا قرآن را بهتر مىشنود . فحش را هم قبلًا نمىشنيد ، حالا فحش را هم بهتر مىشنود . اين كه به سمعك مربوط نيست . ميكروفن هم همين‌طور است ؛ ميكروفن كه ابزار مخصوص فعل حرام نيست . استفاده از آن ابزارى حرام است كه از آن جز فعل حرام كار ديگرى ساخته نباشد ، مثل صليب كه جز اينكه سمبل يك شرك است چيز ديگرى نيست ، و مثل بت . ولى بهره‌گيرى از ابزارى كه هم در كار حرام مصرف مىشود و هم در كار حلال ، چرا حرام باشد ؟ . يكى از آقايان وعّاظ خيلى معروف مىگفت : سالهاى اولى بود كه بلندگو پيدا شده بود ، ما هم تازه پشت بلندگو صحبت مىكرديم و به قول او تازه داشتيم راحت مىنشستيم « 1 » . ولى هنوز بلندگو شايع نشده بود . قرار بود من در يك مجلس معظم صحبت كنم ، بلندگو هم گذاشته بودند . قبل از من آقايى رفت منبر ؛ همين‌كه رفت منبر ، گفت : اين بوق شيطان را از اينجا ببريد . بوق شيطان را برداشتند بردند . ما ديديم اگر بخواهيم تحمل كنيم و حرف نزنيم ، اين بوق شيطان را بردند و بعد از اين هم نمىشود از آن استفاده كرد . تا رفتم و نشستم روى منبر ، گفتم : آن زين شيطان را بياور . غرض اين است كه اينچنين جمودْفكرىها و خشك‌مغزىها بىمورد است . بلندگو تقصيرى ندارد ، راديو و تلويزيون و فيلم فى حد ذاته تقصيرى ندارند ، تا محتوا چه باشد ؟ آنچه در راديو گفته مىشود چه باشد ، آنچه در تلويزيون نشان داده مىشود چه باشد ، آنچه در فيلم ارائه مىشود چه باشد ؟ اينجا ديگر انسان نبايد خشكى به خرج بدهد و چيزى را كه فى حد ذاته حرام نيست و مشروع است ، به صورت يك چيز
هامش
( 1 ) . اين بلندگو به جان وعّاظ خيلى حق دارد . شما تا سى سال پيش اگر نگاه كنيد ، واعظى كه به سن هفتاد سالگى مىرسيد خيلى كم بود . اغلب وعّاظ در سنين چهل پنجاه سالگى به يك شكلى مىمردند و اين ، يكى به خاطر همين نبودن بلندگو بود كه اينها مىبايست فرياد بكشند ؛ اتومبيل هم كه نبود تا بعد سوار اتومبيل گرم بشوند ؛ سوار قاطر يا الاغ مىشدند و اين در زمستان براى آنها خيلى بد بود . اغلب آنها در سن جوانى از بين مىرفتند . بلندگو به فرياد اينها رسيد .