تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 333

مساهمون:

ص٣٣٣
اگر بخواهم پيامى را به شما ابلاغ كنم ، بدون وسيله براى من مقدور نيست ؛ يعنى نمىتوانم همين‌طور كه اينجا نشسته‌ام ، به اصطلاح از طريق اشراق آن را به قلب شما القاء كنم بدون اينكه از هيچ وسيله‌اى استفاده كرده باشم . حد اقل چيزى كه من مىتوانم از آن استفاده كنم خود سخن است ، لفظ است ، قول است ، سخنرانى است ، كتاب است ، نوشتن است ، نثر است ، شعر است ؛ و الّا اين منبر هم كه الآن در اينجا قرار دارد خودش يك وسيله و ابزار براى تبليغ است ، اين ميكروفن كه در اينجا قرار گرفته است خودش يك وسيله و ابزار براى رساندن پيام است ، و هزاران وسيلهء ديگر . البته اولين شرط رساندن يك پيام الهى اين است كه از هرگونه وسيله‌اى نمىتوان استفاده كرد ؛ يعنى براى اينكه پيام الهى رسانده بشود و براى اينكه هدف مقدس است ، نبايد انسان اينجور خيال كند كه از هر وسيله كه شد براى رسيدن به اين هدف بايد استفاده كنيم ، مىخواهد اين وسيله مشروع باشد و يا نامشروع . مىگويند : « الْغاياتُ تُبَرِّرُ الْمَبادى » يعنى نتيجه‌ها مقدمات را تجويز مىكنند ؛ همين قدر كه هدف هدف درستى بود ، ديگر به مقدمه نگاه نكن . چنين اصلى مطرود است . ما اگر بخواهيم براى يك هدف مقدس قدم برداريم ، از يك وسيلهء مقدس و حد اقل از يك وسيلهء مشروع مىتوانيم استفاده كنيم . اگر وسيله نامشروع بود ، نبايد به طرف آن برويم . در اينجا ما مىبينيم كه گاهى براى هدفهايى كه خود هدف فى حد ذاته مشروع است ، از وسايل نامشروع استفاده مىشود ، و خود اين مىرساند كسانى كه وانمود مىكنند ما چنان هدفى داريم و اينها وسيله است ، خود همان وسيله براى آنها هدف است . براى مثال ، در قديم موضوعى بود به نام « شبيه‌خوانى » - در تهران هم خيلى زياد بوده است - كه در واقع نوعى نمايش از حادثهء كربلا بود . نمايش قضيهء كربلا فى حد ذاته بدون شك اشكال ندارد ، يعنى نمايش از آن جهت كه نمايش است اشكال ندارد . ولى ما مىديديم و همه اطلاع دارند كه خود مسألهء شبيه‌خوانى براى مردم هدف شده بود . ديگر ، هدف امام حسين و ارائهء داستان كربلا و مجسّم كردن آن حادثه مطرح نبود . هزاران چيز در شبيه‌خوانى داخل شده بود كه آن را به هر چيزى شبيه مىكرد غير از حادثهء كربلا و قضيهء امام حسين . و چه خيانتها و شهوترانىها و اكاذيب و حقّه بازىها در همين شبيه‌خوانىها مىشد كه گاهى به طور قطع مرتكب امر حرام مىشدند ؛ به هيچ چيز پايبند نبودند . اين مطلب از كودكى در يادم هست كه در همين محل خودمان فريمان ، هميشه مسألهء شبيه‌خوانى مورد نزاع مرحوم ابوى ما ( رضوان اللَّه عليه ) و مردم
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 333 | مرتضى مطهرى