تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
مجرى و جزء قوّهء مجريهء اين پيام است كه بايد آن را در جامعه به مرحلهء عمل و تحقق برساند و به آن لباس عينيت بپوشاند . اين است كه امر به معروف و نهى از منكر يك مطلب است و تبليغ مطلب ديگر . از اين جهت عرض مىكنم كه نهضت حسينى علاوه بر جنبه و لايه و بعد امر به معروف و نهى از منكر ، جنبه و لايه و بعد ديگرى دارد و آن تبليغ است . اين نهضت متشابه و تودرتو و چندلايه ، يكى از كارهايى كه انجام داده است اين است كه ماهيت اسلام را آنچنان كه هست شناسانده است ؛ پيام اسلام را به جهان بشريت شناسانده و ارائه كرده است ، آن هم چقدر بليغ ! . همان‌طور كه عرض كردم ، سخن بر دو قسم است : سخن محكم و سخن متشابه . مىدانيد كه سخن از نظر ديگر باز بر دو قسم است : سخن بليغ و سخن غير بليغ . علماى اسلامى پاره‌اى از سخنان را سخنان فصيح و بليغ مىگويند . به چه سخنى سخن بليغ مىگويند ؟ به سخنى كه بتواند منظور و هدف گوينده را به خوبى و شايستگى به فكر و روح و به احساس طرف برساند ، سخنى كه بتواند واقعاً هدف گوينده را برساند . نهضت هم همين‌طور است ؛ نهضت بليغ و نهضت غير بليغ داريم . نهضت بليغ نهضتى است كه پيامى را كه مىخواهد به دلها و فكرها و احساسها ابلاغ كند و برساند ، به خوبى برساند . از اين جنبه وقتى نگاه مىكنيم ، مىبينيم كه بليغ‌تر و رساتر و رساننده‌تر از نهضت حسينى ، نهضتى در جهان پيدا نمىشود . نهضتى كه شما از يك طرف مىبينيد از نظر ابعاد مكانى ، جهانى شده است و از طرف ديگر از نظر زمانى ، بعد از حدود چهارده قرن ، قدرت رسانندگى و قدرت نفوذش نه تنها كاسته نشده بلكه افزايش يافته است ؛ نهضتى است فوق العاده قوى . حال ما بايد مقدارى راجع به خود تبليغ بحث كنيم تا عناصر تبليغى در نهضت امام حسين را درست بشناسيم و بيان كنيم . معنا و مفهوم تبليغ را دانستيم ، و دانستيم كه قرآن مجيد روى كلمهء « تبليغ » تكيه كرده است . در نهج البلاغه جملهء معروفى است دربارهء فلسفهء بعثت انبياء ، مىفرمايد : « فَبَعَثَ فيهِمْ رُسُلَهُ وَ واتَرَ الَيْهِمْ انْبِياءَهُ لِيَسْتَأْدوهُمْ مِيثاقَ فِطْرَتِهِ وَ يُذَكِّروهُمْ مَنْسِىَّ نِعْمَتِهِ وَ يَحْتَجّوا عَلَيْهِمْ بِالتَّبليغِ » يعنى خدا پيامبران را يكى پشت سر ديگرى فرستاد ، براى چه ؟ اولًا براى اينكه خدا پيمانى ، با تكوين ، در سرشت آدميان نهاده است . مىخواهد بگويد دين امرى نيست كه بر بشر تحميل شده باشد ، بلكه پاسخ به نداى فطرت بشر است . پيمانى كه خدا بسته است ، روى كاغذ نيست ، با لفظ نيست ، با صوت نيست ، با بيعت نيست ، بلكه با قلم تقدير است ، در عمق روح و
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 323 | مرتضى مطهرى