تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
شنيده‌ايم . در اينجا اين نهضت ، ماهيت و شكل و بعد و رنگ ديگرى به خود مىگيرد . يكى ديگر از جنبه‌هاى اين جنبش ، جنبهء تبليغى آن است ؛ يعنى اين نهضت در عين اينكه امر به معروف و نهى از منكر است و در عين اينكه اتمام حجّت است [ و در عين اينكه عدم تمكين در مقابل تقاضاى جابرانهء قدرت حاكم زمان است ] يك تبليغ و پيام‌رسانى است ، يك معرفى و شناساندن اسلام است .

معنى تبليغ

براى اينكه بحث خودمان را شروع كنيم ، بايد معنى « تبليغ » را درست توضيح بدهيم و مخصوصاً فرق آن را با امر به معروف و نهى از منكر بيان كنيم تا معلوم بشود كه عنصر تبليغ در نهضت حسينى غير از عنصر امر به معروف و نهى از منكر در اين نهضت است . « تبليغ » كلمه‌اى است كه در قرآن مجيد زياد استعمال شده است . در قرآن كريم از پيغمبران خدا به عنوان مبلّغان رسالات الهى ياد شده است . البته منحصر به پيغمبران نيست . مثلًا قرآن از زبان پيغمبران نقل مىكند كه :
« يا قَوْمِ لَقَدْ أَبْلَغْتُكُمْ رِسالَةَ رَبِّي وَ نَصَحْتُ لَكُمْ وَ لكِنْ لا تُحِبُّونَ النَّاصِحِينَ »
« 1 » يا دربارهء پيغمبران مىگويد :
« ما عَلَى الرَّسُولِ إِلَّا الْبَلاغُ »
« 2 »
*
. غرض اين است كه كلمهء « بلاغ » ، « تبليغ » ، « يبلّغون » و آنچه كه مربوط به اين ماده است ، در قرآن مجيد زياد استعمال شده است . معنى اين كلمه چيست ؟ بدبختانه اين كلمه در عرف امروز سرنوشت شومى يعنى معنى منحوس و منفورى پيدا كرده ، به طورى كه امروز در عرف ما فارسى زبان‌ها تبليغ يعنى راست و دروغ جور كردن و در واقع فريبكارى و اغفال براى به خورد مردم دادن يك كالا ؛ مفهوم اغفال به خودش گرفته است و لذا گاهى كه كسى دربارهء موضوعى صحبت مىكند ، وقتى مىخواهد بگويد اينها اساسى ندارد مىگويد : آقا اينها همه تبليغات است ، همه دروغ و فريبكارى است . بدين جهت ، گاهى مىبينيم بعضى با استعمال اين كلمه در مورد امور دينى موافق نيستند . ولى من در يك جلسهء ديگر اين مطلب را به رفقا گفتم كه اگر كلمه‌اى معنى صحيحى دارد و آن معنى صحيح در استعمالات قرآن مجيد و نهج البلاغه آمده است ، ما نبايد به جرم اينكه معنى تحريفى پيدا كرده است آن كلمه را مجازات كنيم بلكه بايد
هامش
( 1 ) . اعراف / 79 . ( 2 ) . مائده / 99 .