تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 322

مساهمون:

ص٣٢٢
موضوع آن رساله به پيامى ارتباط ندارد . مثلًا فرض كنيد كسى كتابچه‌اى مىنويسد دربارهء ريشهء فلان لغت ، دربارهء دستور زبان فارسى يا دستور زبان عربى ؛ مىگويند فلانى در فلان موضوع رساله‌اى نوشته است ، در حالى كه اين اسم با آن موضوع ( مثلًا ريشهء لغت ) جور درنمىآيد . « رساله » در جايى بايد به كار رود كه پيامى در كار باشد ، اما كسى كه يك مسألهء علمى يا ادبى را حل كرده است پيامى براى كسى نياورده است . در اين مورد استعمال اين كلمه درست نيست . ولى اخيراً كلمهء « رسالت » را در لفظ فارسى به كار مىبرند و مثلًا مىگويند : فلانى رسالتى در جامعهء خودش دارد ؛ يعنى امروز در مورد كسى كه احساس مىكند براى جامعهء خودش و در جامعهء خودش وظيفه‌اى دارد كه بايد آن را انجام بدهد ، مىگويند او رسالتى دارد . اين تعبير و آن تعبيرى كه در قرآن براى كلمهء « رسالت » آمده است ، اگر يكى نباشد خيلى به هم نزديكند و به عبارت ديگر اين مفهوم به مفهوم « رسالت » در قرآن بسيار نزديك است . قرآن مىفرمايد :
« الَّذِينَ يُبَلِّغُونَ رِسالاتِ اللَّهِ وَ يَخْشَوْنَهُ وَ لا يَخْشَوْنَ أَحَداً إِلَّا اللَّهَ »
« 1 » آنان كه پيامهاى الهى را به مردم مىرسانند و جز از خدا از احدى بيم ندارند . اين ، شرط بزرگى براى پيام رسان است كه بعدها اگر موفق شديم ، ان شاء اللَّه درباره‌اش بحث مىكنيم .

فرق تبليغ با امر به معروف و نهى از منكر

وقتى معلوم شد كه « ابلاغ » يا « تبليغ » رساندن پيام است ، نتيجه مىگيريم « تبليغ » كه در قرآن آمده است و « امر به معروف و نهى از منكر » كه آن هم در قرآن آمده است ، دو مسألهء جداگانه‌اند ؛ البته با يكديگر پيوستگى دارند ، ولى دو مسأله هستند . تبليغ ، مرحلهء شناساندن و خوب رساندن است ، پس مرحلهء شناخت است . ولى امر به معروف و نهى از منكر مربوط به مرحلهء اجرا و عمل است . تبليغ ، خودش يك وظيفهء عمومى براى همهء مسلمين است ، همچنانكه امر به معروف و نهى از منكر يك وظيفهء عمومى است . وظيفه‌اى كه هر مسلمان از نظر تبليغ دارد اين است كه بايد اين احساس در او پيدا بشود كه به نوبهء خودش حامل پيام اسلام است . اما وظيفه‌اى كه هر مسلمان در مورد امر به معروف و نهى از منكر دارد اين است كه بايد اين احساس در او باشد كه
هامش
( 1 ) . احزاب / 39 .