عمل صددرصد حرام را به خاطر آن مىتوانى مرتكب بشوى . يعنى اين عمل كه در ذات خود و در صورتى كه تو فقط براى اين بخواهى آن را انجام بدهى كه جزء جلال آن دستگاه بشوى و در آن هيچ هدف امر به معروف و نهى از منكر يعنى هدف خدمت به اسلام نداشته باشى حرام است ، به منظور خدمت به اسلام كه واقعاً به اسلام خدمت كنى ، اين حرام تبديل به واجب و به قول بعضى از فقها مثل محقّق در شرايع مستحب مىشود . حد اقل حرام تبديل به مستحب مىشود . از اينجا شما بفهميد كه مسألهء قدرت اين نيست كه اگر تصادفاً قدرتى پيدا شد ، امر به معروف بكن و اگر تصادفاً قدرتى پيدا نشد ، نه .
دليل ديگر نادرست بودن اين حرف كه مىگويند اگر قدرت تصادفاً پيدا شد امر به معروف و نهى از منكر واجب مىشود ، اگر نه ، نه ، پس تحصيل قدرت واجب نيست ، اين است كه ما بايد ببينيم اسلام براى امر به معروف و نهى از منكر چه ارزشى قائل است . ببينيم با ارزشى كه اسلام براى امر به معروف و نهى از منكر قائل است ، اصلًا آيا امكان دارد كه بگويد اين وظيفه را مسلمين هنگامى بايد انجام بدهند كه اتفاقاً و تصادفاً قدرت داشته باشند ولى اگر قدرت نداشتند ، ديگر نه ، و هيچ وظيفهاى هم ندارند كه بروند قدرت را به دست بياورند تا امر به معروف و نهى از منكر كنند ؟
مقام امر به معروف و نهى از منكر در اسلام
شما اگر مىخواهيد بفهميد كه مقام امر به معروف و نهى از منكر در اسلام چيست ، اين روايتى را كه در كافى است و از روايات بسيار معروف و قطعى و مسلّم ماست و در تمام كتب فقهى و حديثى معتبر آمده است و مفصلترين حديث در اين باب است مطالعه كنيد . من قسمتهايى از آن را براى شما مىخوانم ، چون همهاش مفصّل است . يك قسمتش كه اول حديث هم هست اين است كه فرمود : در آخر الزمان ، مردم رياكارى پيدا مىشوند كه دائماً آيهء قرآن و دعا مىخوانند « وَ يَتَنَسَّكونَ » اظهار مقدسمآبى مىكنند « حُدَثاءُ سُفَهاءُ » يك مردم تازه به دوران رسيدهء احمقى هم هستند . تنها چيزى كه اين مقدسمآبها به آن اعتنا ندارند ، امر به معروف و نهى از منكر است . « لا يوجِبونَ امْراً بِمَعْروفٍ وَ لا نَهْياً عَنْ مُنْكَرٍ الّا اذا امِنُوا الضَّرَرَ » اينها تا مطمئن نشوند كه امر به معروف و نهى از منكر كوچكترين ضررى به ايشان نمىزند ، به آن تن نمىدهند . « يَطْلُبونَ لِانْفُسِهِمُ الرُّخَصَ وَ الْمَعاذيرَ » دائم دنبال اين هستند كه يك راه فرارى براى امر به معروف