الْمُطاعِ » « 1 » امر به معروف و نهى از منكر بر كسى واجب است كه قدرت داشته باشد ، يعنى آدم ناتوان نبايد امر به معروف و نهى از منكر كند . اين هم وابسته به آن مطلب است ؛ يعنى حساب اين است كه امر به معروف و نهى از منكر براى رسيدن به نتيجه است ، براى اين است كه : نيرو را حفظ كن و نتيجه بگير ، اما آنجا كه تو ناتوان هستى يعنى نيرويت را از دست مىدهى و به نتيجه نمىرسى ، نه .
يك اشتباه بزرگ
در اينجا يك اشتباه بسيار بزرگ براى بعضى پيدا شده است و آن اينكه ممكن است كسى بگويد : من كه قدرت ندارم فلان كار را انجام بدهم ، اسلام هم كه گفته اگر قدرت ندارى نكن ، پس ديگر من خيالم راحت است . ديگرى مىگويد : اسلام گفته است امر به معروف و نهى از منكر در وقتى است كه در آن احتمال نتيجه دادن باشد ؛ من احتمال نمىدهم ، پس خيالم راحت است . اين اشتباه است .
اين احتمال غير از احتمالى است كه شما در باب طهارت و نجاست مىدهيد . من نمىدانم فلان چيز پاك است يا نجس . مىگويد آيا احتمال مىدهى كه پاك است ؟ بله ، احتمال مىدهم . بگو پاك است . معناى آن احتمال همان احتمال ذهنى است ؛ يعنى تو در هر جا كه شك دارى كه چيزى پاك است يا نجس [ اگر احتمال مىدهى كه پاك باشد ، بگو پاك است ] . مثلًا دوايى را كه از خارج وارد كردهاند ، تو صددرصد يقين ندارى كه نجس باشد ، صدى نود و نه احتمال مىدهى كه نجس باشد ولى صدى يك هم احتمال مىدهى كه پاك باشد . همان احتمال ذهنى تو كافى است براى اينكه بگويى اين دوا پاك است . آيا من وظيفه دارم كه بروم تحقيق كنم ، ببينم آيا پاك است يا نجس ؟
ابداً ، هيچ وظيفهاى ندارى . همان احتمال ، يعنى همان حالت ذهنى - مثل علمى كه مىگويند علم موضوعى است - احتمال موضوعى است ؛ اين احتمال براى تو موضوع حكم است . ديگر بيش از اين تو تكليف ندارى .
اما اينجا كه مىگويند احتمال ، نه معنايش اين است كه برو در خانهات بنشين ، بعد بگو من احتمال اثر مىدهم ، احتمال اثر نمىدهم . اين كه پاكى و نجسى نيست . در اين مورد بايد به روى كوشش كنى ، حد اكثر تحقيق را بكنى تا ببينى و بفهمى كه آيا به نتيجه
هامش
( 1 ) . فروع كافى ، ج 5 / ص 59 .