تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309

مساهمون:

ص٣٠٩
درآورده و چاپ كرده است « 1 » . اين كتاب در قرن نهم نوشته شده . « حِسبه » در آنجا يعنى همان امر به معروف و نهى از منكر . اصطلاحى بوده كه از قرن دوم هجرى ، امر به معروف و نهى از منكر را « حسبه » مىگفته‌اند . « محتسِب » كه شما مىبينيد در اشعار ما آمده است ، يعنى آمر به معروف و ناهى از منكر . آن تشكيلاتى كه در كشورهاى اسلامى به نام تشكيلات حسبه‌اى يا احتسابى بوده است ، افرادش يعنى آمرين به معروف و ناهين از منكر را مىگفتند « محتسب » كه در اصطلاح شعراى ما زياد آمده است . مولوى ، حافظ و سعدى اين لغت را استعمال كرده‌اند . سعدى مىگويد : « چندان كه مرا شيخ اجل شمس الدين أبو الفرج بن الجوزى . . . » مىگويد استادم أبو الفرج بن الجوزى به من كه جوان بودم مىگفت نرو در اين مجالس ، اينجا نرو ، آنجا نرو ، و من حرف اين شيخ و استاد را نمىشنيدم چون جوان بودم ، و گاهى مسخره‌اش مىكردم ، مىگفتم :
قاضى ار با ما نشيند برفشاند دست را * محتسب‌گر مى خورد معذور دارد مست را
به هر حال ، اسم اين كتاب « معالم القربة فى احكام الحسبة » است . وقتى انسان اين كتاب را مطالعه مىكند كه اصلًا امر به معروف و نهى از منكر چه مفهومى داشته ، مىبيند سراسر زندگى را دربرمىگيرد . تمام كارهايى كه امروز شهرداريها انجام مىدهند ، جزء امر به معروف و نهى از منكر بوده است . تمام كارهايى كه شهربانى انجام مىدهد نيز در حوزهء احتساب بوده است . در همين كتاب آمده است كه يكى از وظايف محتسب اين است كه وقتى دم دكان بقالى مىرود و مىبيند روى ظرفهاى ماست باز است و مگس مىنشيند ، بايد بقال را موظف كند كه روى ظرف ماست خودش را بپوشاند ؛ لباسهاى آن بقال را نگاه كند كه كثيف نباشد ؛ آن پيشبندى كه مىبندد ، چند روز يك بار يا هر روز عوض كند ، بشويد ؛ در حمامها چه بكنند ؛ در مسجدها چه بكنند و . . . وقتى آدم اينها را مىبيند ، مىگويد خدايا ! اين ما بوديم كه چنين روزى داشتيم و اين ما هستيم كه به چنين روزى گرفتار هستيم ؟ ! خدايا اين ما هستيم كه در روايات كافى ما و در تمام كتب فقهى ما مىگويد امر به معروف آن چيزى است كه زمين بدان آباد مىشود ( وَ تُعْمَرُ
هامش
( 1 ) . بازهم خدا پدر اين فرنگيها را بيامرزد كه اقلًا مىروند اين كتابهاى نفيس خطى ما را از كتابخانه‌ها درمىآورند و چاپ مىكنند ، ما كه اين عُرضه را هم نداريم .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 309 | مرتضى مطهرى