تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 306

مساهمون:

ص٣٠٦
مىرسى يا نمىرسى . كسى كه بىاطلاع است و دنبال تحقيق هم نمىرود تا بفهمد از اين امر به معروف و نهى از منكرش به نتيجه مىرسد يا نمىرسد ، چنين عذرى را ندارد . يا آن ديگرى مىگويد : آقا ! من كه قدرت ندارم . اسلام هم مىگويد بسيار خوب ، ولى برو قدرت را به دست بياور . اين ، شرط وجود است نه شرط وجوب ؛ يعنى گفته‌اند تا ناتوانى دست به كارى نزن كه به نتيجه نمىرسى ، ولى برو توانايى را به دست آور تا بتوانى به نتيجه برسى . حالا برايتان مثالى ذكر مىكنم :

مثال : مسألهء « ولايت از قِبَل جائر »

در فقه مسأله‌اى مطرح است به نام « ولايت از قبل جائر » . مخصوصاً در زمان ائمّه اين مسأله را زياد سؤال مىكردند ، مىگفتند : يا بن رسول اللَّه ! اين خلفا ، خلفاى جور و ظلم هستند . ما از اينها پست دولتى به اصطلاح بگيريم يا نگيريم ؟ اسلام دستورش اين است كه نه ، از اينها پست نگيريد . ولى بعد مىفرمود : اگر تو از ناحيهء آنها پستى مىگيرى كه آن پست وسيله مىشود كه تو بر امر به معروف و نهى از منكر قدرت پيدا كنى ، اين كار را قطعاً انجام بده . در كتب فقهى ما اين مسأله مطرح است . محقّق در شرايع دارد ، شهيدين « 1 » دارند . منتها بعضى مىگويند : « اسْتُحِبَّتْ » و بعضى مىگويند : « وَجَبَتْ » يعنى مىگويند اين كارى كه كمك دادن و اعانت به ظالم است ( مثلًا علىّ بن يقطين مىخواهد وزير هارون ظالم ستمگر غاصب بشود ) واجب است ؛ يعنى اين كارى كه فى حدّ ذاته حرام است ، اگر وسيله‌اى باشد براى اينكه قدرتى به دست آورى كه از اين قدرت در راه امر به معروف و نهى از منكر استفاده كنى ، نه تنها بر تو حرام نيست بلكه واجب است . امام موسى بن جعفر عليه السلام راجع به محمّد بن اسماعيل بن بزيع و علىّ بن يقطين ، دو نفر از شيعيان كه در دستگاه ظلم خلفا بودند ولى در آن دستگاه رفته بودند براى اينكه مقاصد الهى را پيش ببرند ، مىفرمايد : شما ستارگان خدا در روى زمين هستيد ؛ تو نرفتى آنجا كه منفعت‌پرستى كنى ، جاه‌پرستى كنى ، براى اينكه پول به دست آورى ، تو رفتى در آنجا تا هدف اسلام را پيش ببرى . ببينيد ! كار تحصيل قدرت براى امر به معروف و نهى از منكر تا آنجا مهم است ، تا آنجا واجب است كه اسلام مىگويد يك
هامش
( 1 ) . [ شهيد اول و شهيد ثانى رحمة اللَّه عليهما ]
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 306 | مرتضى مطهرى