معاويه است . در آنجا ديگر صحبت 24 ساعت و 48 ساعت نيست ؛ نزديك يك ماه است كه زينب در چنگال اينها اسير است و حد اكثر زجرى را كه به يك اسير مىدهند به او دادهاند . ولى ببينيد در مجلس يزيد چه كرده است ! .
پس در نهضت حسينى ، عنصر امر به معروف و نهى از منكر را از اين وجهه و جهت هم بايد در نظر گرفت كه اين نهضت يك نهضت امر به معروف و نهى از منكر بود ، و آثار اين امر به معروف و نهى از منكر را هم بايد كاملًا بررسى كرد ، مخصوصاً در خود شام كه چگونه شام را زيرورو كرد .
احتمال اثر
مطلب ديگرى كه خواستم براى شما عرض كنم اين است :
فقهاى ما در باب امر به معروف و نهى از منكر دو مطلب گفتهاند كه بايد آنها را توضيح دهيم . يكى اين است كه امر به معروف و نهى از منكر در جايى است كه انسان احتمال اثر بدهد . معنى اين جمله چيست ؟ امر به معروف و نهى از منكر يك قانون تعبّدى مثل نماز يا روزه نيست كه البته حكمت و فلسفه و اثرى دارد ولى به ما مربوط نيست كه ببينيم اگر اثرِ خودش را مىبخشد انجام بدهيم و اگر اثر خودش را نمىبخشد انجام ندهيم . به ما گفتهاند شما نماز را به هر حال بايد بخوانيد . اين در اختيار تو نيست .
تو نمىتوانى حساب كنى كه اين نماز اثر دارد يا اثر ندارد . تو بايد تحت اين فرمول و قاعده بخوانى . اينكه اين كار به نتيجه مىرسد يا نمىرسد ، از حوزهء منطق بشر خارج است . ولى امر به معروف و نهى از منكر را بشر بايد با منطق خودش اداره كند ؛ يعنى هميشه در كارها بايد روى آن نتيجهاى كه بايد بر آن مترتّب شود حساب كند . نيرو مصرف مىكنى ، مايه مصرف مىكنى ، امر به معروف و نهى از منكر مىكنى ، ولى حساب كن ببين تو در اين كار چقدر به نتيجه و هدف مىرسى . مثل تاجرى باش كه وقتى سرمايهاش را خرج مىكند ، روى حساب ( لااقل حساب احتمالات ) مىخواهد سودى كه از اين كار مىبرد بيش از سرمايهاى باشد كه مصرف مىكند ، و اين بسيار حرف منطقىاى است . يعنى اگر ما در جايى امر به معروف و نهى از منكر مىكنيم ، يك سرمايهء مالى يا جانى يا لااقل يك سرمايهء وقتى و زمانى مصرف مىكنيم ولى يقين داريم كه كوچكترين اثرى نمىبخشد يا اثر معكوس مىبخشد ، آيا باز بايد انجام بدهيم ؟ نه . خيلى حرف منطقى و درستى است . اين منطق در مقابل منطق خوارج است .