تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 267

مساهمون:

ص٢٦٧

نظريهء دوم : بستگى به موضوع آن دارد

اما ديگرى مىگويد : نه ، ارزش امر به معروف و نهى از منكر بالاتر از اينهاست ، البته با توجه به موردش . ببين امر به معروف و نهى از منكر را براى چه مىخواهى بكنى ؟ در چه موضوعى مىخواهى امر به معروف و نهى از منكر كنى ؟ يك وقت موضوع امر به معروف و نهى از منكر موضوع كوچكى است . مثلًا كسى كوچه را كثيف مىكند ، پوست خربزه را مىاندازد در كوچه ، نبايد بيندازد . شما اينجا بايد نهى از منكر كنيد ، بايد او را ارشاد و هدايت كنيد ، بايد به او بگوييد اين كار را نكن ، درست نيست . حالا اگر شما براى نهى از منكر كردن در چنين مسأله‌اى ، به خاطر پوست خربزه در كوچه انداختن ، بدانيد او يك فحش ناموسى به شما مىدهد ، در اين صورت اين كار آن قدر ارزش ندارد كه شما يك فحش ناموسى بشنويد . يك وقت هم هست كه موضوع امر به معروف و نهى از منكر ، موضوعى است كه اسلام براى آن اهميتى بالاتر از جان و مال و حيثيت انسان قائل است . مىبينيد قرآن به خطر افتاده است ، تمام دسيسه بازىها براى اين است كه با قرآن مبارزه شود ، وضعيت در سرحدّ به خطر افتادن قرآن و اصول قرآنى است ، در سرحدّ به خطر افتادن عدالت است ، كه قرآن صريح مىگويد هدف انبياء برقرارى عدالت در اجتماع بشرى است :
« لَقَدْ أَرْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ أَنْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَ الْمِيزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ »
« 1 » ( مسألهء ظلم و عدالت ، اصل و محور زندگى بشريت است . پيغمبر اكرم فرمود : « الْمُلْكُ يَبْقى مَعَ الْكُفْرِ وَ لا يَبْقى مَعَ الظُّلْمِ » . هيچ اجتماعى نمىتواند بر شالودهء ظلم و ستم باقى بماند . ) يا آنجا كه مسأله‌اى نظير وحدت اسلامى در خطر است ، كه اسلام در موضوع وحدت چه اندازه عنايت و حساسيت دارد و به وحدت مسلمين اهميت مىدهد ، مىفرمايد :
« وَ اعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِيعاً وَ لا تَفَرَّقُوا »
« 2 » . دست دشمن را مىبينى ، دسيسهء دشمن را مىبينى كه دائماً ميان مسلمين تفرقه‌اندازى مىكند ؛ آيا در اينجا مىگويى امر به معروف نكن ، حرف نزن ، نهى از منكر نكن ، كه اگر اين را بگويم جانم در خطر است ، آبرويم در خطر است ، اجتماع نمىپسندد ، از اين مزخرفها ؟ ! . بنابراين ، امر به معروف و نهى از منكر در مسائل بزرگ مرز نمىشناسد . هيچ
هامش
( 1 ) . حديد / 25 . ( 2 ) . آل عمران / 103 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 267 | مرتضى مطهرى