نهى از منكر مرز مىشناسد . خير ، مرز نمىشناسد . بله مفسده مىشناسد ؛ يعنى آنها كه مىگويند امر به معروف و نهى از منكر مشروط به عدم مفسده است ، درست مىگويند . اگر هم ضرر را به معنى مفسده مىگيرند ، درست مىگويند بدين معنى كه ممكن است من گاهى امر به معروف و نهى از منكر كنم ، بخواهم خدمتى به اسلام كنم ، ولى همين امر به معروف و نهى از منكر من مفسدهء ديگرى براى اسلام به وجود آورد نه براى من ، مفسدهاى براى اسلام به وجود آورد كه آن مفسده از اين خدمتى كه من از اين راه به اسلام مىكنم بيشتر است . بسيارند افرادى كه نهى از منكر مىكنند ولى نه تنها نتيجهاى نمىگيرند ، بلكه با نهى از منكرشان آن كسى را كه نهى از منكر مىكنند به كلى از دين برى مىكنند . من مسألهء ترتّب مفسده را مىپذيرم اما مسألهء ضرر را ، آن هم ضرر شخصى كه مرز امر به معروف و نهى از منكر ضرر شخصى است ( دربارهء هر موضوعى مىخواهد باشد ) نمىپذيرم ، به دليل اينكه حسين بن على نپذيرفت و به دلايل ديگر كه فعلًا مجال بحث در آنها نيست .
تمسّك امام حسين عليه السلام به اين اصل در مواقع مختلف
حسين بن على عليه السلام به اين اصل تمسّك كرد و اثبات نمود كه من به اين دليل قيام كردم يا لااقل يكى از عوامل و عناصرى كه مرا به اين نهضت وادار كرد همين است . او در زمان معاويه علائم و قرائنى نشان مىداد كه معلوم بود خودش را براى قيام آماده مىكند . صحابهء پيغمبر را در منى جمع كرد و براى آنها صحبت نمود . آنها را روشن كرد ، حقايق را به آنها گفت ، مفاسد اوضاع را برايشان نماياند ، فرمود : شما هستيد كه چنين وظيفهاى داريد . آن حديث معروف بسيار مفصل و عالى كه در تحف العقول هست ، اين جريان را و اينكه حسين بن على چگونه فكر مىكرده است ، كاملًا نشان مىدهد .
حسين عليه السلام در اواخر عمر معاويه نامهاى به او مىنويسد و او را زير رگبار ملامت خود قرار مىدهد و از آن جمله مىگويد : معاوية بن ابى سفيان ! به خدا قسم من از اينكه الآن با تو نبرد نمىكنم ، مىترسم در بارگاه الهى مقصر باشم . مىخواهد بگويد خيال نكن اگر حسين امروز ساكت است ، در صدد قيام نيست ؛ من به دنبال يك فرصت مناسب هستم تا قيام من مؤثر باشد و مرا در راه آن هدفى كه براى رسيدن به آن كوشش مىكنم ، يك قدم جلو ببرد . روز اولى كه از مكه بيرون مىآيد ، در وصيتنامهاى كه به محمّد ابن حنفيّه مىنويسد ، صريحاً مطلب را ذكر مىكند : « انّى ما خَرَجْتُ اشِراً وَ لا بَطِراً وَ