تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
كردار من است ، در درجهء دوم گفتار من . هر مصلحى اول بايد صالح باشد تا بتواند مصلح باشد . او بايد برود به پيش ، به ديگران بگويد پشت سر من بياييد . خيلى فرق است ميان كسى كه ايستاده و به سربازش فرمان مىدهد : برو به پيش ، من اينجا ايستاده‌ام ، و كسى كه خودش جلو مىرود و مىگويد : من رفتم ، تو هم پشت سر من بيا . در مكتب انبياء و اولياء اين را مىبينيم . هميشه مىگويند ما رفتيم ، [ شما هم بياييد . ] على مىگويد من اول مىروم ، بعد به مردم مىگويم پشت سر من بياييد . پيغمبر اسلام اگر در آنچه كه دستور مىداد اول خود پيش قدم نبود ، محال بود ديگران پيروى كنند . اگر مىگفت نماز و نماز شب ، خودش بيش از هركس ديگر عبادت مىكرد
( إِنَّ رَبَّكَ يَعْلَمُ أَنَّكَ تَقُومُ أَدْنى مِنْ ثُلُثَيِ اللَّيْلِ )
« 1 » . اگر مىگفت انفاق در راه خدا و گذشت و ايثار ، اول كسى كه ايثار مىكرد خودش بود ، يعنى اول از خود مىگرفت و به ديگران مىداد . اگر مىگفت جهاد فى سبيل اللَّه ، در جنگها اول خود جلو مىرفت ، عزيزان خود را جلو مىبرد ، و قهراً ديگران نيز علاقه‌مند مىشدند ، شيفته مىشدند ، عشق و شور پيدا مىكردند كه اين مرد در راه هدف خود عزيزترين عزيزان خود را به كام مرگ مىفرستد و اول خود مسلّح مىشود و در قلب لشكر دشمن قرار مىگيرد ، خود ضربت مىخورد ، دندانش مىشكند ، پيشانىاش مىشكند ؛ آن وقت حقيقت را در وجود چنين شخصيتى مىديدند . براى پيغمبر چه كسى عزيزتر از على بود ؟ چه كسى عزيزتر از حمزهء سيّد الشهداء بود ؟ در جنگ بدر چه كسانى را اول به ميدان فرستاد ؟ على را فرستاد كه داماد و پسر عمويش بود و در واقع به منزلهء فرزندش بود ( چون على از كودكى در خانهء پيغمبر بزرگ شده بود . پيغمبر پسر نداشت ، على به منزلهء پسر پيغمبر بود ) . عمويش حمزه را فرستاد كه چقدر او را گرامى مىداشت . پسر عموى خود ، أبو عبيدة بن الحارث را فرستاد كه چقدر نزد او عزيز بود « 2 » حسين بن على چقدر خطابه خواند و چقدر عمل كرد ؟ حجم خطابه‌هايش چقدر
هامش
( 1 ) . مزّمّل / 20 . ( 2 ) . اين سه نفر رفتند و با سه نفر ديگر مبارزه كردند و هر سه نفر از طرف دشمن را كشتند . ولى از اين سه نفر أبو عبيدة بن الحارث جراحت بسيار سختى برداشت كه البته بعد هم شهيد شد و از دنيا رفت ولى على بن أبي طالب عليه السلام و حمزهء سيد الشهداء آسيب زيادى نديدند و برگشتند .