فراهم مىكند . اينها كلياتى بود كه در جلسهء پيش عرض كرديم . بعد قرار شد كه در بارهء اين موضوع صحبت كنيم كه وضع زمان امام حسن چه وضعى بود و آن شرايط چه شرايطى بود كه امام حسن در آن شرايط صلح كرد و در واقع مجبور شد كه صلح كند ، و نيز اين شرايط با شرايط زمان امام حسين چه تفاوتى داشت كه امام حسين حاضر نشد صلح كند . تفاوت خيلى فراوان و زيادى دارد . حال من جنبههاى مختلفش را برايتان عرض مىكنم ، بعد آقايان خودشان قضاوت كنند .
تفاوتهاى شرايط زمان امام حسن عليه السلام . و شرايط زمان امام حسين عليه السلام
اولين تفاوت اين است كه امام حسن در مسند خلافت بود و معاويه هم به عنوان يك حاكم ( گواينكه تا آن وقت خودش خودش را به عنوان خليفه و اميرالمؤمنين نمىخواند ) و به عنوان يك نفر طاغى و معترض در زمان اميرالمؤمنين قيام كرد ، به عنوان اينكه من خلافت على را قبول ندارم به اين دليل كه على كشندگان عثمان را كه خليفهء بر حق مسلمين بوده پناه داده است و حتى خودش هم در قتل خليفهء مسلمين شركت داشته است ، پس على خليفهء برحق مسلمين نيست . معاويه خودش به عنوان يك نفر معترض و به عنوان يك دستهء معترض تحت عنوان مبارزه با حكومتى كه برحق نيست و دستش به خون حكومت پيشين آغشته است [ قيام كرد ] . تا آن وقت ادعاى خلافت هم نمىكرد و مردم نيز او را تحت عنوان « اميرالمؤمنين » نمىخواندند ؛ همينطور مىگفت كه ما يك مردمى هستيم كه حاضر نيستيم از آن خلافت پيروى كنيم . امام حسن بعد از اميرالمؤمنين در مسند خلافت قرار مىگيرد . معاويه هم روز به روز نيرومندتر مىشود . به علل خاص تاريخى ، وضع حكومت اميرالمؤمنين در زمان خودش - كه امام حسن هم وارث آن وضع حكومت بود - از نظر داخلى تدريجاً ضعيفتر مىشود به طورى كه نوشتهاند بعد از شهادت اميرالمؤمنين ، به فاصلهء هجده روز ( كه اين هجده روز هم عبارت است از مدتى كه خبر به سرعت به شام رسيده و بعد معاويه بسيح عمومى و اعلام آمادگى كرده است ) معاويه حركت مىكند براى فتح عراق . در اينجا وضع امام حسن يك وضع خاصى است ، يعنى خليفهء مسلمين است كه يك نيروى طاغى و ياغى عليه او قيام كرده است . كشته شدن امام حسن در اين وضع يعنى كشته شدن خليفهء مسلمين