تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 636

مساهمون:

ص٦٣٦
اعمّ از اينكه آن را از روش ائمه استفاده كرده باشند يا از جاى ديگر ) . ببينيم اينكه در مواردى جهاد را مشروع مىدانند ، آيا جاى ايراد هست كه چرا در اين موارد جهاد مشروع است يا نه ، و نيز اينكه در مواردى صلح را مشروع مىدانند آيا اين منطقى است يا منطقى نيست . ما خواستيم اين‌طور بفهميم كه هم مواردى كه جهاد را مشروع دانسته‌اند منطقى است و هم مواردى كه صلح را مشروع دانسته‌اند . بعد كه اين را از نظر منطق قبول كرديم ، آن وقت برويم دنبال اينكه ببينيم آيا كار امام حسن جايى بوده كه بايد جهاد كند و صلح كرده ، يا كار امام حسين جايى بوده كه مىبايست صلح كند و جهاد كرده ( چون هر دو ستون در اسلام هست : ستون جهاد و ستون صلح ) يا اينكه نه ، امام حسن در جايى صلح كرده كه جاى صلح كردن بوده و امام حسين در جايى جهاد كرده كه جاى جهاد كردن بوده است . همين‌طور اميرالمؤمنين و پيغمبر . در مورد آنها كه ديگر قطعى است . راجع به پيغمبر بالخصوص كه ديگر جاى بحث نيست ، زيرا پيغمبر در يك جا صلح كرده و در يك جا جنگ كرده است . - آيا در فقه برادران اهل تسنن ما در مورد جهاد اختلافى با فقه شيعه هست يا نه ، و اگر هست موارد اختلاف چيست ؟ سؤال ديگر اينكه در آنجايى كه شرايط جهاد را فرموديد تسلط به مال و انفس بود به‌طور كلى ، آيا تسلط فكرى در اينجا مطرح مىشود يا نه ؟ و در اين صورت نوع جهاد چه خواهد بود ؟ . استاد : مسألهء فقه اهل تسنن را بايد مطالعه كنم . نگاه مىكنم و برايتان عرض مىكنم . البته اين قدر مىدانم كه اجمالًا شرايط آنها با شرايط ما زياد فرق ندارد و اگر فرقى هست در ناحيهء ما محدوديتهايى است كه آنها آن محدوديتها را ندارند ؛ از نظر اينكه ما در يك مواردى شرط مىكنيم وجود امام معصوم يا نايب خاص امام معصوم را كه آنها اين شرايط را ندارند . مسألهء دومى كه سؤال كرديد مسأله‌اى نيست كه در قديم در فقه مطرح شده باشد ، چون اصلًا پديده‌اش پديدهء جديدى است . اين را بايد تأمل كرد كه روى اصول كلى حكم اين پديده چيست ، و خلاصه بايد رويش اجتهاد كرد از نظر قواعد ، و الّا چنين مسأله‌اى در قديم مطرح نبوده است .