خودشان دو نفر فرستادند كه بيايند او را برگردانند . آمدند گفتند ما طبق قرارداد بايد اين را ببريم . حضرت فرمود : بله همينطور است . هرچه اين مرد گفت : يا رسول اللَّه ! اجازه ندهيد مرا ببرند ، اينها در آنجا مرا از دينم برمىگردانند ، فرمود : نه ، ما قرارداد داريم و در دين ما نيست كه بر خلاف قرارداد خودمان عمل كنيم ؛ طبق قرارداد تو برو ، خداوند هم يك گشايشى به تو خواهد داد . رفت . او را تقريباً در يك حالت تحت الحفظ مىبردند . او غيرمسلّح بود و آنها مسلّح بودند . رسيدند به ذوالحليفه ، تقريباً همين محل مسجد الشجره كه احرام مىبندند و تا مدينه هفت كيلومتر است .
در سايهاى استراحت كرده بودند . يكى از آن دو شمشيرش در دستش بود . اين مرد به او گفت : اين شمشير تو خيلى شمشير خوبى است ، بده من ببينم . گفت : بگير . تا گرفت ، زد او را كشت . تا او را كشت ، نفر ديگر فرار كرد و مثل برق خودش را به مدينه رساند . تا آمد ، پيغمبر فرمود : مثل اينكه خبر تازهاى است ! [ گفت ] بله ، رفيق شما رفيق مرا كشت . طولى نكشيد كه ابوبصير آمد . گفت : يا رسول اللَّه ! تو به قراردادت عمل كردى . قرارداد شما اين بود كه اگر كسى از آنها فرار كرد تو او را تسليم كنى ، و تو تسليم كردى . پس كارى به كار من نداشته باشيد . بلند شد رفت در كنار درياى احمر ، نقطهاى را پيدا كرد و آنجا را مركز قرار داد . مسلمينى كه در مكه تحت زجر و شكنجه بودند ، همين كه اطلاع پيدا كردند كه پيغمبر كسى را جوار نمىدهد ولى او رفته در ساحل دريا و آنجا نقطهاى را مركز قرار داده ، يكى يكى رفتند آنجا . كم كم هفتاد نفر شدند و خودشان قدرتى تشكيل دادند . قريش ديگر نمىتوانستند رفت و آمد كنند . خودشان به پيغمبر نوشتند كه يا رسول اللَّه ! ما از خير اينها گذشتيم ، خواهش مىكنيم به آنها بنويسيد كه بيايند مدينه و مزاحم ما نباشند ، ما از اين مادهء قرارداد خودمان صرف نظر كرديم ؛ و به همين شكل صرف نظر كردند .
به هر حال اين قرارداد صلح براى همين خصوصيت بود كه زمينهء روحى مردم براى عمليات بعدى فراهمتر بشود ، و همينطور هم شد . عرض كردم مسلمين بعد از آن در مكه آزادى پيدا كردند ، و بعد از اين آزادى بود كه مردم دسته دسته مسلمان مىشدند و آن ممنوعيتها به كلى از ميان برداشته شده بود .
حال وارد شرايط زمان امام حسن و شرايط زمان امام حسين بشويم ، ببينيم كه آيا دو جور شرايط بوده است كه واقعاً اگر امام حسن به جاى امام حسين بود كار امام حسين را مىكرد و اگر امام حسين هم به جاى امام حسن بود كار امام حسن را
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 633
مساهمون: مرتضى مطهرى
ص٦٣٣