تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 533

مساهمون:

ص٥٣٣
« وَ لَعَلَّ بِالْحِجازِ اوِ الْيَمامَةِ مَنْ لا طَمَعَ لَهُ فِى الْقُرْصِ وَ لا عَهْدَ لَهُ بِالشِّبَعِ . » « 1 » . ميان آن زهد و اين حساسيت رابطهء مستقيم بود . على چون زاهد و بىاعتنا و بى طمع بود و از طرف ديگر قلبش از عشق الهى مالامال بود و جهان را از كوچكترين ذره گرفته تا بزرگترين ستاره يك واحد مأموريت و مسؤوليت مىديد ، اينچنين نسبت به حقوق و حدود اجتماعى حساس بود . او اگر فردى لذت گرا و منفعت پرست مىبود محال بود اينچنين شخصيت مسؤول و متعهدى پيدا كند . در روايات اسلامى به اين فلسفهء زهد تصريح شده است و در نهج البلاغه بالخصوص بر آن تكيه شده است . در حديث از امام صادق عليه السلام رسيده است كه : . . . وَ كُلُّ قَلْبٍ فيهِ شَكٌّ اوْ شِرْكٌ فَهُوَ ساقِطٌ وَ انَّما ارادُوا الزُّهْدَ لِتَفْرَغَ قُلوبُهُمْ لِلْاخِرَةِ « 2 » . هر دلى كه در آن شك يا شرك وجود داشته باشد از درجهء اعتبار ساقط است . از اين جهت زهد را برگزيدند كه دلهايشان براى آخرت از هر آرزوى ديگر خالى و فارغ باشد . چنان كه مىبينيم ، در اين حديث هر نوع هواپرستى و لذت پرستى « شرك » و بر ضد خداپرستى خوانده شده است . مولوى زهد عارفانه را اينچنين توصيف مىكند :
زهد اندر كاشتن كوشيدن است * معرفت آن كشت را روييدن است
جان شرع و جان تقوا عارف است * معرفت محصول زهد سالف است
بوعلى در نمط نهم اشارات كه به « مقامات العارفين » اختصاص يافته است ، زهد را به زهد عارف و زهد غيرعارف تقسيم مىكند . مىگويد : « زاهدانى كه از فلسفهء زهد آگاهى ندارند ، به خيال خود « معامله » اى انجام مىدهند ؛ كالاى آخرت را با كالاى دنيا معاوضه مىكنند ، از تمتعات دنيا
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 45 . ( 2 ) كافى ، ج 2 / ص 16 و 129 .
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 533 | مرتضى مطهرى