دست مىشويند كه در عوض از تمتعات اخروى بهرهمند گردند ، به عبارت ديگر در اين جهان برداشت نمىكنند تا در جهان ديگر برداشت نمايند . ولى زاهد آگاه و آشنا به فلسفهء زهد از آن جهت زهد مىورزد كه نمىخواهد ضمير خويش را به غير ذات حق مشغول بدارد . چنين شخصى شخصيت خويش را گرامى مىدارد و جز خدا چيز ديگر را كوچكتر از آن مىداند كه خود را بدان مشغول سازد و در بند اسارتش درآيد . » .
عبارت بوعلى اين است :
« الزهد عند غيرالعارف معاملة ما كان يشترى بمتاع الدنيا الاخرة ، و الزهد عند العارف تنزه ما عما يشغل سره عن الحق و تكبر على كل شىء غير الحق . » .
و هم او در فصلى ديگر از كتاب اشارات ، آنجا كه دربارهء « تمرين عارف » بحث مىكند ، مىگويد :
« اين تمرين به خاطر سه هدف است : يكى رفع مانع يعنى برداشتن غير خدا از سر راه ، دوم رام و مطيع ساختن نفس امّاره نسبت به نفس مطمئنه ، سوم تلطيف باطن . » .
آنگاه براى هر يك از آن سه هدف ، عامل يا عواملى ذكر مىكند . مىگويد زهد حقيقى و واقعى كمك مىكند به هدف اول ، يعنى برداشتن غير حق از سر راه .
تضاد دنيا و آخرت
مسألهء تضاد دنيا و آخرت و دشمنى آنها با يكديگر و اينكه ايندو مانند دو قطب مخالفاند ، از قبيل مشرق و مغرباند كه نزديكى به هريك مساوى است با دورى از ديگرى ، همه مربوط به اين مطلب است يعنى مربوط است به جهان دل و ضمير انسان و دلبستگيها و عشقها و پرستشهاى انسان . خداوند به انسان دو دل نداده