تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 536

مساهمون:

ص٥٣٦
چشمم خشك شود . شگفتا ! آيا اين درست است كه شتران در چراگاهها شكم خويش را انباشته كنند و در خوابگاه خويش بخسبند ، و گوسفندان در صحراها خود را سير كنند و در جايگاه خويش آرام گيرند ، على نيز شكم خويش را سير كند و در بستر خود استراحت كند ؟ ! چشم على روشن ! پس از ساليان دراز به چهارپايان اقتدا كرده است . آنگاه مىفرمايد : طوبى لِنَفْسٍ ادَّتْ الى رَبِّها فَرْضَها وَ عَرَكَتْ بِجَنْبِها بُؤْسَها وَ هَجَرَتْ فِى اللَّيْلِ غُمْضَها حَتّى اذا غَلَبَ الْكَرى عَلَيْهَا افْتَرَشَتْ ارْضَها وَ تَوَسَّدَتْ كَفَّها فى مَعْشَرٍ اسْهَرَ عُيونَهُمْ خَوْفُ مَعادِهِمْ وَ تَجافَتْ عَنْ مَضاجِعِهِمْ جُنوبُهُمْ وَ هَمْهَمَتْ بِذِكْرِ رَبِّهِمْ شِفاهُهُمْ وَ تَقَشَّعَتْ بِطولِ اسْتِغْفارِهِمْ ذُنوبُهُمْ . اولئِكَ حِزْبُ اللَّهِ ،
أَلا إِنَّ حِزْبَ اللَّهِ هُمُ الْمُفْلِحُونَ
« 1 » . خوشبخت و سعادتمند آن كه فرايض پروردگار خويش را انجام دهد ، رنجها را ( مانند سنگ آسيا دانه را ) خرد كند ، شب هنگام از خواب دورى گزيند ، آنگاه كه سپاه خواب حمله مىآورد زمين را فرش و دست خود را بالش قرار مىدهد ، در زمرهء گروهى كه بيم روز بازگشت خواب از چشمشان ربوده و پهلوهاشان از خوابگاههاشان جا خالى كرده است و لبهاشان به ذكر پروردگارشان در زمزمه است ، ابرهاى گناهان بر اثر استغفار مداومشان بر طرف شده است . آنانند حزب خدا ، همانا تنها آنان رستگارانند . ذكر اين دو قسمت پشت سر يكديگر رابطهء زهد و معنويت را كاملًا روشن مىكند . خلاصهء دو قسمت اين است كه از دو راه يكى را بايد انتخاب كرد : يا خورد و خواب و خشم و شهوت ، نه رازى و نه نيازى ، نه توجهى و نه نم اشكى و نه انسى و نه روشنايىاى ، و گامى از حد حيوانيت فراتر نرفت ، و يا قدمى در وادى
هامش
( 1 ) . نهج البلاغه ، نامهء 45 .