تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي ) — صفحة 531

مساهمون:

ص٥٣١

زهد و معنويت

زهد و عشق و پرستش

سرچشمهء ديگر زهد و ترك لذت گرايى ، برخوردارى از مواهب روحى و معنوى است . ما فعلًا در صدد اثبات جنبهء معنوى جهان و جنبهء معنوى انسان نيستيم ؛ اين خود داستانى ديگر است . بديهى است كه بنا بر جهان بينى مادى ، ترك لذت گرايى و ماده پرستى و پول پرستى براى يك سلسله كمالات معنوى ، بى معنى است . ما فعلًا با اين مكتب و اين گونه طرز تفكر كارى نداريم . روى سخن با كسانى است كه بويى از معنويت به مشامشان رسيده است . اگر كسى بويى از معنويت برده باشد مىداند كه تا انسان از قيد هواپرستى آزاد نگردد و تا طفل جان از پستان طبيعت گرفته نشود و تا مسائل مادى از صورت هدف خارج نشود و به صورت وسيله در نيايد ، سرزمين دل براى رشد و نموّ احساسات پاك و انديشه‌هاى تابناك و عواطف ملكوتى آماده نمىگردد . اين است كه مىگويند : زهد شرط اصلى معرفت افاضى است و پيوندى محكم و ناگسستنى با آن دارد . حق پرستى به معنى واقعى كلمه ، يعنى شور محبت و خدمت حق را داشتن و با ياد او مأنوس بودن و از پرستش او لذت بردن و در حال توجه و حضور و ذكر دائم بودن ، با خودپرستى و لذت گرايى و در اسارت زرق و برق ماديات بودن به هيچ وجه سازگار نيست . نه تنها خداپرستى مستلزم نوعى زهد است ، هر عشق و پرستشى