است
( ما جَعَلَ اللَّهُ لِرَجُلٍ مِنْ قَلْبَيْنِ فِي جَوْفِهِ )
« 1 » . با يك دل نمىتوان بيش از يك معشوق برگزيد . اين است كه وقتى از على عليه السلام در بارهء جامهاش كه كهنه و مندرس بود سؤال كردند ، فرمود :
يَخْشَعُ لَهُ الْقَلْبُ وَ تَذِلُّ بِهِ النَّفْسُ وَ يَقْتَدى بِهِ الْمُؤْمِنونَ « 2 » .
دل به اين سبب نرم مىگردد و نفس به اين وسيله رام مىشود و مؤمنان به آن اقتدا مىكنند .
يعنى كسانى كه جامهء نو ندارند از پوشيدن جامهء كهنه ناراحت نمىشوند و احساس حقارت نمىكنند ، زيرا مىبينند پيشوايشان جامهاى بهتر از جامهء آنها نپوشيده است .
آنگاه اضافه فرمود كه همانا دنيا و آخرت دو دشمن مشخص و دو راه مختلفاند ؛ هركس دنيا را دوست بدارد و رشتهء تسلط دنيا را به گردن خود بيندازد ، طبعاً آخرت را و آنچه مربوط به آخرت است دشمن مىدارد . دنيا و آخرت به منزلهء مشرق و مغرباند كه نزديكى به هر يك از اينها عين دورى از ديگرى است ؛ ايندو در حكم دو هوو مىباشند .
على عليه السلام در يكى از نامه هايش مىنويسد :
وَ ايْمُ اللَّهِ - يَميناً اسْتَثْنى فيها بِمَشِيَّةِ اللَّهِ - لَاروضَنَّ نَفْسى رِياضَةً تَهُشُّ مَعَها الَى الْقُرْصِ اذا قَدَرَتْ عَلَيْهِ مَطْعوماً وَ تَقْنَعُ بِالْمِلْحِ مَأْدوماً وَ لَادَعَنَّ مُقْلَتى كَعَيْنِ ماءٍ نَضَبَ مَعينُها مُسْتَفْرَغَةً دُموعُها ، اتَمْتَلِئُ السّائِمَةُ مِنْ رَعْيِها فَتَبْرُكَ وَ تَشْبَعُ الرَّبيضَةُ مِنْ عُشْبِها فَتَرْبِضَ وَ يَأْكُلُ عَلِىٌّ مِنْ زادِهِ فَيَهْجَعُ ؟ ! قَرَّتْ اذاً عَيْنُهُ اذَا اقْتَدى بَعْدَ السِّنينَ الْمُتَطاوِلَةِ بِالْبَهيمَةِ الْهامِلَةِ وَ السّائِمَةِ الْمَرْعِيَّةِ .
سوگند ياد مىكنم به ذات خدا كه به خواست خدا نفس خويش را چنان ورزيده سازم و گرسنگى بدهم كه به قرص نانى و اندكى نمك قناعت بورزد و آن را مغتنم بشمارد . همانا آنقدر ( در خلوتهاى شب ) بگريم كه آب چشمهء
هامش
( 1 ) احزاب / 4 .
( 2 ) نهج البلاغه ، حكمت 99 .