آزادمرد جهان ، على بن ابيطالب عليه السلام ، از آن جهت به تمام معنى آزاد بود كه به تمام معنى زاهد بود . على عليه السلام در نهج البلاغه به شعار ترك دنيا يعنى ترك لذت گرايى به عنوان آزادمنشى زياد تكيه مىكند . در يكى از كلمات قصار مىفرمايد :
الطَّمَعُ رِقٌّ مُؤَبَّدٌ « 1 » .
طمع بردگى جاودان است .
زهد عيسى بن مريم را چنين توصيف مىكند :
وَ لا طَمَعٌ يُذِلُّهُ « 2 » .
طمعى كه او را خوار و ذليل سازد در او نبود .
در جاى ديگر مىفرمايد :
الدُّنيا دارُ مَمَرٍّ لا دارُ مَقَرٍّ وَ النّاسُ فيها رَجُلانِ : رَجُلٌ باعَ نَفْسَهُ فَاوْبَقَها وَ رَجُلٌ ابْتاعَ نَفْسَهُ فَاعْتَقَها « 3 » .
دنيا گذرگاه است نه قرارگاه ، و مردم در اين معبر و گذرگاه دو دستهاند :
برخى خود را مىفروشند و برده مىسازند و خويشتن را تباه مىكنند و برخى برعكس ، خويشتن را مىخرند و آزاد مىسازند .
از همه صريحتر و روشنتر ، بيان آن حضرت است در نامهاى كه به عثمان بن حنيف نوشته است . در آخرين بخش آن نامه ، دنيا و لذات دنيا را مانند يك مخاطب ذى شعور طرف خطاب قرار مىدهد و با زبان مخاطبه با دنيا ، راز زهد و فلسفهء ترك لذت گرايى خويش را براى ما روشن مىسازد . مىفرمايد :
هامش
( 1 ) كلمات قصار ، حكمت 171 .
( 2 ) خطبهء 159 .
( 3 ) كلمات قصار ، حكمت 128 .